سلام
خوبید؟؟من کلا فعالم.امتحاناتم هم همش عالیه(مثل امروز!) برا اینه که وقت دارم به وب سربزنم.اول آقای نجفی که ازهمه مهمترند(دیدی فردوس جون داریم یاد میگیریم)تبریک میگم .امیدوارم که از موقعیت جدیدتون راضی باشید.دیدم ما نبودیم خواستید حمله کنید؟؟اگه کل سپاهتون و برنامه هاتون اینطوری باشه که فقط حرفی بزنید و فرارکنید که ما خیالمون راحت باشه .آخه انگار ما بیشتر از شما پیدامیشیم.میگم این دوستاتون خونه که بهتون نمیدن هیچ نمیگذارند.یه چند ساعتی حداقل از اینترنتشون استفاده کنید؟؟؟؟حداقل به جای کافی شاپ دعوتتون کنند نت!!!!!!!!!
خوب قاصدک جونم توهم خوش اومدی گلم.البته فکرکنم رفتی دیگه سر درس ومشقت آخه توکه مثل من بیکار نیستی..راستی بچه ها فکرکنم آقای تنهای۸۷ی رو ترور کردن.یادتونه گفتن اگه نیومدن وب حتما طوریشون شده؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
فردوس جون اول بگم که اگه میشه بحث فراموشی رو بگذار تا ما بیاییم .نه که الآن من اصلا به وب سر نمیزنم!!!!از لطفت هم یه دنیا ممنون عزیزم.اما خوب خواستم بگم بعد درموردش نظر میدم.واما درمورد بحث دوستی هم حالا که بازم بچه ها گفتن یه چیزایی رو هم دوباره میگم.بعد شما خواستی جمع بندی کن تا حرف دوست همسایه ی ماهم رو زمین نمونه یا هرکسی که میتونه.
آخه چرا ما گاهی باخودمون هم رو راست نیستیم اینکه من بگم توی روابط تفاوتهای خودم وطرف مقابلم رو درنظرنمیگیرم اشتباهه.درسته که توی بیشتر روابط(همکلاسی بودن وچی وچی)این موضوع مدنظر نیست اما اگه قرار باشه که با کسی شخصی صحبت کنیم بی شک هم گاهی پای احساس وسط میآد و هم درنظر گرفتن تفاوت ها.مگه میشه حس نکنی طرف دختر یا پسر!.و مورد دیگه اینکه با کسی که اصلا ندیدیمش صحبت کردن گاهی خوب نیست.یه خصلت ثابت بیشتر آدما اینه که وقتی تو براشون حرف میزنی تنها گوش میکنن و ابراز همدردی میکنن در صورتی که یا نمیفهمن یا اگه بفهمند مخالفندو این تنها برای ما کافی نیست باید با کسی حرف بزنیم که درمقابل حرفای ما چیزی برای گفتن داشته باشه.میخام بگم که دوست یعنی کسی که تورو بفهمه و هر رابطه ای با دیگری متفاوته پس نگید که من برام فرقی نداره.ولطف کنید با مقایسه ی الآن ارتباط خودمون.همدیگرو فریب ندیم.و مورد آخر اینه که هرکسی باخودش اول باید صادق باشه تا بتونه جواب خوبی بگیره.البته امروز حسابی خسته ام اما خواستم پستم تموم بشه بعد برم استراحت کنم.به هرحال اگه بد شد ببخشید.راستی تا یادمه یه پیام بازرگانی بگم.یادتون باشه خانم سلیمانی اومدن یه شیرینی ازشون بگیریم تا دفه ی دیگه یادش باشه مارو برا مراسماتشون دعوت کنه.
و موردبعد اینکه توی هر رابطه ای حریم ها وارتباطات تا همون حدی حفظ میشه که ما بخواییم از رابطه ی والدین گرفته تا ....بی نهایت.واما اینکه بعضی افراد توی ارتباطاتشون محتاطند اونا هم دلایل خوبی دارن که باید بپذیریم.درسته که اون دوتا خاطره ای که گفته شد یه کم خاص بود اما همونا هم به جای خودشون قابل احترامند.بایدیه چیزایی رو قبول کرد راستش یه مورد خوب داشتم براگفتن که اگه شد بعد شاید گفتم.الان اجازه ندارم.
واما مورد بعداول اینکه آقای برزگر متاسفم که پیداش نکردید.من حس کردم اونطور بوده پس ببخشید. واینکه درمورد شب آرزوها اونشب من خسته بودم وگرنه کلی بهم خوش میگذشت .چرادلمون خوش نباشه؟راستش من که آرزویی ندارم.یعنی چیز خاصی ندارم اما اگه میشد میخاستم اونشب تا صبح یه لیست چند صدتایی درست کنم که نشد.آخه اینطوری خیلی صفا داشت.منظورم نیست که برنامه ای ندارم.آرزویی ندارم.وگرنه کلی کار دارم که باید انجام بدم.درمورد غمگینی متن هم ......(باز هم نقطه میچینم.اما درکل احساسات ماست که همه چیز رو برای ما میسازه واون زمان احساسات شما اونطور خواستند)
حالا آقای سید.خوشحالم که اومدین.درمورد پست آخرتون باید بگم که معلومه که ناراحتید.اما من میگم بعد شما بگو به ماچه مگه ماها چندتا تخصص داریم.بنظرم بحث علامه دهر بودن مانیست .مهم اینه که من از همون ۲خط سوادم هرچی رو میتونم بگم .بعدش شما به عنوان یه فرد باسوادتر نظرتون رو میدید حالا من یا میپذیرم یانه.از اینکه کسی شما یا عقایدتون وعلایقتون رو زیرسوال ببره دلخور نشید.
درسته درخت پربارتر سربه زیرتر.چرا؟؟چون که دست من وشما بهش برسه و بتونیم ازش استفاده کنیم.نه به این معنا که آرومتر باشه.یا ساکت تر.نه اتفاقا اینطوری شاخه هاش بیشتر توی دست وپاست .بیشتر مزاحمه و ...اما بار بیشتری داره.همیشه صدای نادان بلندتر نیست.پس نگید توی جامعه ما باسوادامون احمقندو غلمشون رفتارشون رو هدایت نمیکنه!!!!!!الآن هم من ژست فلاسفه نگرفتم اما باورکنید که خوب میدونم حتما نباید پشت هرانتقادی یه چیز خاص باشه اصلا شاید یکی خوشش نیآد ازچیزی شاید یکی روی هوای دلش بخواد حرف بزنه.گوش دادنش آزار دهنده اس اما خوب شاید نکته ای خوب هم داشت به فرض که نداشت به هرحال یکی این وسط تخلیه شده.یا شما یا اون.بگذارید یکی این وسط به دلش جواب بده .مثل من مثلا.شما هرطور میخوایید رفتارکنید.
ودرمورد نظراتمون درمورد خوبی وبدی و ماخوبیم وهمه کارامون درسته عرض کنم که حقیقتا همینطوره مسلما اگه من بدونم فلان کارم بده انجامش نمیدم پس بنظرم من خوبم چون براساس معیارهای خوب بودن خودم کارمیکنم.پس خوبم یا بهتره بگم ماخوبیم.
همه چیزایی که خواستید نباشه من انجام دادم.اما عمدی نبود حالا شما بگید عقده ای یا هرچیز دیگه.هرچند که احساس میکنم از جای دیگه دلخورید ومورد آخر اینکه توی این وب من شما فردوس و....همه وهمه تفکراتشون رو میگن.شماهم بگو همین.بگذارید جایی باشه برای تخلیه ی تمام عقده ها.البته اینها عقده نیست.صدای گم شدنه.حرفایی که روزی نو بوده و حالا بوی کهنگی گرفته.پس بهتر درمورد خودمون و دوستامون حرف بزنیم.ناراحت نشید و اگه شدید بیانش کنید وسریع موضوع رو جمع کنید.قرار نیست هرکی تند رفت شماهم مثل اون باشید یا هرکی ازحرکت وایساد شماهم بمونید.(بازم جو روانشناسی مارو گرفت!!!!!!!!!البته من چند واحد روانشناسی تو دانشگاه پاس کردم +ادبیات وفرهنگ و فلسفه)آقای آقا میری براتون بهترینها رو آرزومندم.راستی به من ونوشته هام بدنگید که دوستامو میفرستم سراغتون
درسته همه چیزقابل اجرا نیست اما هرمقدارش عملی شد خوبه.
راستی فردوس عزیزم نبینم به دوست ما آقای نجفی گیر بدیا.همگروهی مارو اذیت نکن که بد میبینی.خوب دوست نداشته بره سربازی.حالا نیست این کلاه قرمزا دارن جورشون رو میکشن!!!سید خودمون هم قراره بره یه مدت اما نه مثل اونا ها.البته کاش اون ۲تا گونی رو میشد جور کرد که...
شششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششششاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
دددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددد
باشید.














فعلا تا بعد
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۳/۲۲ ساعت 19:38 توسط ღzahraღ
|