ما به اندازه خاطرات خوشی که از دیگران داریم آنها را دوست داریم

از نامه های بابا لنگ دراز به جودی 

جودی! کاملا با تو موافق هستم که عده ای از مردم هرگز زندگی نمی کنند و
زندگی را یک مسابقه دو می دانند و می خواهند هرچه زودتر به هدفی که درافق دوردست است دست یابند و متوجه نمی شوند که آن قدرخسته شده اند که شاید نتوانند به مقصد برسند و اگرهم برسند ناگهان خود را در پایان خط می بینند.
درحالی که نه به مسیر توجه داشته اند و نه لذتی از آن برده اند.
دیر یا زود آدم پیر و خسته می شود درحالی که از اطراف خود و دوستداران خود غافل بوده است.
آن وقت دیگر رسیدن به آرزوها و اهداف هم برایش بی تفاوت می شود و فقط او می ماند و یک خستگی بی لذت و فرصت و زمان و انسانهایی که ازدست رفته و به دست نخواهد آمد. ...
جودی عزیزم!
ما به اندازه خاطرات خوشی که از دیگران داریم آنها را دوست داریم و به آنها وابسته می شویم و هرچه خاطرات خوشمان از شخصی بیشتر باشد علاقه و وابستگی ما بیشتر می شود.
پس هرکسی را بیشتر دوست داریم و می خواهیم که بیشتر دوستمان بدارد باید برایش خاطرات خوش زیادی بسازیم تا بتوانیم دردلش ثبت شویم.

دوستدارتو : بابالنگ دراز

 پ.ن:همتون رو دوست دارم و قدردان خاطرات خوبی که با هم رقم زدیم هستم.هر جا هستید پیروز و موفق باشید

یاد باد آن روزگاران

روز وصل دوستداران یاد باد

یاد باد آن روزگاران یاد باد

کامم از تلخی غم چون زهر گشت

بانگ نوش شادخواران یاد باد

گر چه یاران فارغند از یاد من

از من ایشان را هزاران یاد باد

مبتلا گشتم در این بند و بلا

کوشش آن حق گزاران یاد باد

گر چه صد رود است در چشمم مدام

زنده رود باغ کاران یاد باد

راز حافظ بعد از این ناگفته ماند

ای دریغا رازداران یاد باد



شب قدر

سلام دوستان.امشب شب قدره.دعا کنین قدر این شب رو بدونیم.التماس دعا

دنیای من

خواب می دیدم 

که دنیا مال من است

روی سیاهی ها ، خط سفیدی میکشم

و آینه را با آب زلال میشویم

بیدار که شدم !

نه از آینه خبری بود و نه از آب
.
.
.
.
.

و نه از دنیای من . . .

کوپن شماره1

ای خدا Hard دلم Format مکن

Field من را خالی از برکت مکن

Option غم را خدایا On مکن

File اشکم را خدایا Run مکن

Delete کن شاخه های غصه را

سردی و افسردگی را ، هر سه را


Jumper شادی بیا تا Set کنیم

سیستم اندوه را Reset کنیم

نام تو Password درهای بهشت

آدرس Email سایت سرنوشت

تا نیفتد Bug در اندیشه مان

تا که ویروسی نگردد ریشه مان

ای خدا از بهر ما ایمن فرست

بهر دل های پرآتش Fan فرست

ای خدا حرف دلم با کی زنم

Help می خواهم که F1 می زنم

دلتنگ بودم

سلام عزیزان

دوباره اومدم.انشاا... اینبار رفتنی نباشم.همیشه دلم میخواست حضورم پایدار باشه اما..

امان از دست این اما و اگرها.اینبار دیگه میخوام بمونم.میخوام شریک شادی وغمتون(امیوارم غم نبینید اما نمیشه!!!) باشم.به لطف هم اتاقیم پای کامپیوتر هم به خونه دانشجویی ما باز شد(چه شود!!!).منم بیکار ننشستم و اینترنت رو تا یه ماه دیگه گرفتم.حالا اگه از امروز دیدید که خبری ازم نشد بدونید یه بلایی سرم اومده!!!!!!! 

در پایان...

دیگه داره فرصتم تموم میشه.کم کم باید برم.خیلی دوست دارم بیشتر بمونم اما مجبورم باید همین امشب برم صفا!یه متن جالب رو هم به نقل ازسایت"دانشجویان روانشناسی بالینی شیراز"هست که دیدم به موضوع وبلاگ ربط داره.گذاشتم ادامه مطلب که همگی استفاده کنیم.اگه کم پیدا بودم پیشاپیش معذرت خواهی میکنم...

تا بعد...

 

ادامه نوشته

سی ثانیه با دکتر شریعتی

درسته که خوندن این متن(که شاید واستون تکراری باشه)حداکثر یک دقیقه طول میکشه اما بیاید یه عمر به این توصیه ها عمل کنیم.

مردم اغلب بی انصاف، بی منطق و خود محورند، ولی آنان را ببخش.

اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند، ولی مهربان باش.

اگر موفق باشی دوستان دروغین و دشمنان حقیقی خواهی یافت، ولی موفق باش.

اگر شریف و درستکار باشی فریبت می دهند، ولی شریف و درستکار باش.

آنچه را در طول سالیان سال بنا نهاده ای شاید یک شبه ویران کنند، ولی سازنده باش.

اگر به شادمانی و آرامش دست یابی حسادت می کنند، ولی شادمان باش.

نیکی های درونت را فراموش می کنند، ولی نیکوکار باش.

بهترین های خود را به دنیا ببخش حتی اگر هیچ گاه کافی نباشد.

و در نهایت می بینی هر آنچه هست همواره میان "تو و خداوند" است نه میان تو و مردم.

بازم من!!!

سلام دوستای عزیزم

دلم خیلی واستون تنگ شده بود.خیلی وقتا میومدم به وبلاگمون سر میزدم اما نمیشد که نظر بدم.حالا بعد از عمری غم غربت نشینی دوباره اومدم خونه و پای اینترنت وشما لطف کرده و امروز منو تحمل می کنید (تا برم یکی دو ماه دیگه پیدام نشه!)!!!

فعلا" اینو داشته باشید تا چند دقیقه دیگه که بازم پست بذارم.(آخه امروز میخوام کوپن پست گذاشتنم رو یهو تموم کنم!)

-دوست یعنی کسی که وقتی هست آروم باشی و وقتی نیست چیزی توی زندگیت کم باشه
ـ دوست یعنی اون جمله های ساده و بی منظوری که می گی و خیالت راحته که
ازش هیچ سوء تعبیری نمی شه

ـ دوست یعنی یه دل اضافه داشتن برای اینکه بدونی هر بار دلت می گیره یه
دل دیگه هم دلتنگ غمت می شه

ـ دوست یعنی وقت اضافه ... یعنی تو همیشه عزیزی حتی توی وقت اضافه

ـ دوست یعنی تنهایی هامو می سپرم دست تو چون شک ندارم می فهمیش ...

ـ دوست یعنی یه راه دو طرفه٬ یه قدم من یه قدم تو ...اما بدون شمارش و حساب و کتاب

ـ دوست یعنی من از بودنت سربلندم نه سر به زیر و شرمنده.

 

سی ثانیه پای صحبت برایان دایسون

سلام بچه ها

واقعا شرمنده.چند روزه اومدم دهبید و همچین سرم شلوغه که به وب نمیتونم سر بزنم.(تازه اسباب کشی کردیم.)

تازه فکرش رو بکنید که اینجا سرما هم خوردم...

تا چند روز دیگه که رفتم مرودشت برای همتون دارم از جواب صندلی داغ بگیر تا سوال از سارا خانوم و بحث مواد(اگه شروع بشه...)

سی ثانیه پای صحبت برایان دایسون
فرض کنید زندگی همچون یک بازی است. قاعده این بازی چنین است که بایستی پنج توپ را در آن واحد در هوا نگهدارید و مانع افتادنشان بر زمین شوید. جنس یکی از آن توپها از لاستیک بوده و باقی آنها  شیشه ای هستند. پر واضح است که در صورت افتادن توپ پلاستیکی بر روی زمین، دوباره نوسان کرده و بالا خواهد آمد، اما آن چهار توپ دیگر به محض برخورد ، کاملا شکسته و خرد میشوند. او در ادامه میگوید : آن چهار توپ شیشه ای عبارتند از خانواده، سلامتی، دوستان و روح  خودتان  و توپ لاستیکی همان کارتان است.كار را بر هیچ یك از عوامل فوق ترجیح ندهید، چون همیشه كاری برای كاسبی وجود دارد ولی دوستی كه از دست رفت دیگر بر نمیگردد، خانواده ای كه از هم پاشید دیگر جمع نمیشود،‌ سلامتی از دست رفته باز نمیگردد و روح آزرده دیگر آرامشی ندارد.
 

میلاد رسول اکرم(ص)و امام صادق(ع) مبارک باد

ولادت با سعادت اشرف اوصیاء ؛ خاتم الانبیاء؛ خیر المرسلین؛ حبیب اله العالمین ؛ طبیب القلوب المومنین ؛ پیامبرعطوفت ورافت و رحمت ،حضرت محمد (ص)
بر ومحبان خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام مبارك باد.

 

 

 

.

.

.

.

این هم از سری چهارم جوابیه...

ادامه نوشته

سری دوم جوابیه صندلی داغ

سوالای حاجی

1-چرا تنها؟واقعا تنهایی یا با تنهایی حال میکنی یا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چون بیشتر با تنهایی حال میکنم اما ظاهرا" بقیه نظرشون خیلی با من فرق داره.
.

.

.

این هم سوالات خانم سلیمانی

4-به نظر شما چرا چون من نمیخوام موقع بارون برم زیر چتر وسایبون بهم گفتن ساز مخالف؟

فقط به خاطر بارون نیست.یه خورده به قدیما فکر کن وروجک صفاسیتی!!!!!!!!!!

۴۰-چرا همیشه میپرسن علم بهتر است یا ثروت مگه نمیشه دوتاش رو با هم داشت؟

شما که بله.فکر کنم دوتاش کمتون هم باشه.اما اگه تونستید یکیش رو بدید من دیگه چیزی نمیخوام.
.

.

.

.

 

سوالای خانم اسدی

۱-اسم و فامیل؟

میخواستم توی اردو بهتون بگم که اردو جور نشد.انشاا... عید!

.

.

.

.

سوالای آقای مرتضوی

18.اولین باری که با یه دختر حرف زدی یادته؟

سوالای تاریخی میپرسی؟!!!!!!!

.

.

.

.

 اینم سوالات خانم راضی

19.بنظر من گروه های فمنیسم هم برا مردا کمه.نظرشما چیه؟؟

نظر شما کاملا متین.بیاید همه مردها رو یه جا بفرستید فضا.اینطور بهتره.مگه نه؟
.

.

.

 

ادامه نوشته

سری اول جوابیه

 

اولا" این از  شعر رو سنگ قبر فروغ

من از نهایت شب حرف میزنم

من از نهایت تاریکی

واز نهایت شب حرف می زنم

اگر به خانه من آمدی برای من

ای مهربان چراغ بیارو یک دریچه

که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم

خب حالا میرسیم به بحث تفریح!دیدید چی شد؟چرا؟چگونه؟کی(چه زمان!)؟کی(چه کسی!)؟امین جون کنسلش کردید اما لااقل رفع ابهام کنید که...

راجع به صندلی داغ این چه صندلیه که گذاشتید؟این که از سرمای دهبید هم سردتره!بابا شما همتون دست طراح سوالای کنکور رو از پشت بسته بودید همتون داشتید میرفتید نماینده گینس بیارید واسه رکورد زدن حالا که نوبت ما شده...

این هم سری اول جوابها

.

.

.

.

.

.

.

برید ادامه مطلب...

ادامه نوشته

حاجی رخصت

سلام و درود به تمامی کسانی که نه خواب دارن نه میذارن مردم راحت بخوابن (از بس پست و نظر میذارن)
بچه ها به حرف حاجی بیاید گوش بدیم.شاید صلاح کار اینه که بحثو ادامه ندیم.منم خیلی دوست دارم این بحث ادامه پیدا کنه تا از ظلمی که در تاریخ علیه (مردان/زنان) اتفاق افتاده انتقاد کنم و مرحمی باشم بر زخم تن (مردان/زنان) که بر اثر ظلم جنس مخالف شکست خورده اند
اما از همین جا اعلام میکنم تا وقتی حاجی رخصت نده وارد بحث نمیشم.حتی  اگه شما بخواید بحثو رو ادامه بدید. . .
پیروز و موفق باشید

 تولدتون مبارک

سلام ببخشید که یه روز دیرتر هدیه ها رو میفرستم.

این هم از کیک تولدیه کیک بزرگ گرفتم که به همه برسه.

بی تو من زنده نمانم.

 شعر معروف  کوچه از « فریدون مشیری » رو حتما" همتون خوندید.یه جوابیه توی اینترنت دیدم خیلی جالب بود.دیدم همه بچه ها برا شعر پایه هستن گذاشتم اینجا تا بچه ها لذت ببرند.راستی با شعر و جوابیه اش یاد خاطرات جوونیم افتادم یادش بخیر

 

============

=================================

======

شعر کوچه از « فریدون مشیری »

بی تو، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق دیوانه که بودم

 

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید

باغ صد خاطره خندید

عطر صد خاطره پیچید

 

یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم

پر گشودیم و در آن خلوت دل خواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

من همه محو تماشای نگاهت

 

آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشه ماه فرو ریخته در آب

شاخه‌ها دست بر آورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

 

یادم آید، تو به من گفتی:

از این عشق حذر کن

لحظه‌ای چند بر این آب نظر کن

آب، آئینه عشق گذران است

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است

باش فردا، که دلت با دگران است

تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن!

 

با تو گفتم:

حذر از عشق ندانم

سفر از پیش تو هرگز نتوانم، نتوانم...

روز اول که دل من به تمنای تو پر زد

چون کبوتر لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدی، من نرمیدم، نگسستم

باز گفتم: که تو صیادی و من آهوی دشتم

تا بدام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم، نتوانم

 

اشکی از شاخه فرو ریخت

مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت

اشک در چشم تو لرزید

ماه بر عشق تو خندید

یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم

پای در دامن اندوه کشیدم

نگسستم، نرمیدم

 

رفت در ظلمت شب، آن شب و شبهای دگر هم

نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم

نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم

 

بی تو، اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم .

=========================

==========

شعر کوچه سروده « هما میرافشار »

(پاسخ شعر کوچه اثر فریدون مشیری) 

بی تو طوفان زده دشت جنونم

صیدافتاده به خونم

تو چه‌سان می‌گذری غافل از اندوه درونم؟

بی من از کوچه گذر کردی و رفتی

بی من از شهر سفر کردی و رفتی

قطره‌ای اشک درخشید به چشمان سیاهم

تا خم کوچه به دنبال تو لغزید نگاهم

تو ندیدی...

نگهت هیچ نیفتاد به راهی که گذشتی

چون در خانه ببستم،

دگر از پا نشستم

گوئیا زلزله آمد،

گوئیا خانه فروریخت سر من

بی تو من در همه شهر غریبم

بی تو، کس نشنود ازاین دل بشکسته صدائی

بر نخیزد دگر از مرغک پر بسته نوائی

تو همه بود و نبودی

تو همه شعر و سرودی

چه گریزی ز بر من

که ز کوی‌ات نگریزم

گر بمیرم ز غم دل

به تو هرگز نستیزم

من و یک لحظه جدایی؟

نتوانم، نتوانم

بی تو من زنده نمانم .

شعر مادر از دکتر شریعتی

مادر نگاه خسته و تاریکت                           با من هزارگونه سخن دارد

با صد زبان به گوش دلم گوید                        رنجی که خاطر تو ز من دارد

دردا که از غبار کدورت ها                          ابری به روی ماه تو می بینم

سوزد چو برق خرمن جانم را                       سوزی که در نگاه تو می بینم

چشمی که پر زخنده ی شادی بود                   تاریک و دردناک و غم آلودست

جز سایه ی ملال به چشمت نیست                  آن شعله ی نگاه پر از دوداست  

آرام خنده مــی زنــی و دانم                           در سینه ات کشاکش طوفان است

لبخــنـــد دردنـاک تو ای مـــادر                      سوزنده تر ز اشک یتیمان است

تلخ است این سخن که به لب دارم                   مادر بلای جان تو من بودم

امّا تو ای دریغ گمان بردی                           فرزند مهربان تو من بودم

چون شعله ای که شمع به سر دارد                  دائم ز جسم و جان تو کاهیدم

چون بت تو را شکستم و شرمم باد                 با آن که چون خدات پرستیدم  

شرمنده من به پای تو می افتم                        چون بر دلم ز ریشه گنه باریست

مــادر بــلای جان تو من بودم                        این اعتراف تلخ گنه باریست

تنهایی ام را دوست دارم

تنهایی ام را دوست دارم
تنهایی ام پر ز حضور است
پر ز حضور پاک الله
پر ز حضوری بی ریا است
تنهایی ام را دوست دارم
تنهایی ام پایان ندارد
تنهایی ام را دوست دارم
تجمعها از او امان ندارد
تنهایی ام را دوست دارم
تنهایی ام مرا نویداست
تنهایی نوید با خدا بودن
برای مجنون درخت بید است
تنهایی ام را دوست دارم
تنهایی مرکز حلقه ی اشک است
تنهایی ام را دوست دارم
تنهایی چون یک وحی،یک الهام
نیازمند دریافت و درک است
تنهایی ام را دوست دارم
تنهایی ام یعنی رهایی
تنهایی ام را دوست دارم
رهایم از قید و بند پست دنیایی
تنهایی ام را دوست دارم
مرا تنها مگذار ای تنهایی

دیکشنری انگلیسی به شیرازی

 

Am I right=می نه؟

Yes=ها والوو

No =نه كاكو

Really!! =نه آمو؟؟

Oh my God! =یا ابالفضل

Why =بری چی چی؟

bye=كاری باری؟

maybe=گاسم

leave me alone= آم برو او ورو بیزو باد بیاد

u made me confused= آم کله پرک گرفتم

wow= ووی آمووو

come here =بی اینجو

Take it easy= عامو ولش كن،حوصله داری شمو هم ماشاللو

so cute =جونم مرگ نشی!

that’s true= همی‌ نه‌

I took my shoes and skipped=ارسیو زدم زیر چلم گوروختم

Gas Square=فلکه ی گازو

Hard=قایم

Tape=نیوار

Slow down!=حالو چه خبره؟

You are disgusting=جیگری بشی

Sunshine=آفتوو

Great=باریكلوو

Excuse=بونه

Dear=گمپ گلم

when some body eats too much=عام بپوكی

wait=صبرم بده،امونم بده

good quality=خوبوو

‎lizard=كلپوك

washing yourself before praying=دست نماز

a square shape device that you can pray on it=جنماز

How are you=باكیت نی؟

عاشورا حرکتی آگاهانه از "زنده مانی"به "زندگانی" است

به دنبال خدا نگرد خدا در بيابان هاي خالي از انسان نيست 
خدا در جاده هاي تنهاي بي انتها نيست 
به دنبالش نگرد 

خدا در نگاه منتظر کسي است که به دنبال خبري از توست 
خدا در قلبي است که براي تو مي تپد 
خدا در لبخندي است که با نگاه مهربان تو جاني دوباره مي گيرد 

خدا آن جاست 
در جمع عزيزترين هايت 
خدا در دستي است که به ياري مي گيري 
در قلبي است که شاد مي کني 
در لبخندي است که به لب مي نشاني 
خدا در بتکده و مسجد نيست 
گشتنت زمان را هدر مي دهد 
خدا در عطر خوش نان است 
خدا در جشن و سروري است که به پا مي کني 
خدا را در کوچه پس کوچه هاي درويشي و دور از انسان ها جست و جو مکن 
خدا آن جا نيست 

او جايي است که همه شادند 
و جايي است که قلب شکسته اي نمانده 
در نگاه پرافتخار مادري است به فرزندش 
در نگاه عاشقانه زني است به همسرش 
بايد از فرصت هاي کوتاه زندگي جاودانگي را جست 
زندگي چالشي بزرگ است 
مخاطره اي عظيم 
فرصت يکه و يکتاي زندگي را 
نبايد صرف چيزهاي کم بها کرد 
چيزهاي اندک که مرگ آن ها را از ما مي گيرد 
زندگي را بايد صرف اموري کرد که مرگ نمي تواند آن ها را از ما بگيرد 
زندگي کاروان سرايي است که شب هنگام در آن اتراق مي کنيم 
و سپيده دمان از آن بيرون مي رويم 
فقط چيزهايي اهميت دارند 
چيزهايي که وقت کوچ ما از خانه بدن با ما همراه باشند 
همچون معرفت بر الله و به خود آيي 

دنيا چيزي نيست که آن را واگذاريم 
دنيا چيزي است که بايد آن را برداريم و با خود همراه کنيم 
سالکان حقيقي مي دانند که همه آن زندگي باشکوه هديه اي از طرف خداوند و بهره خود را از دنيا فراموش نمي کنند 
کساني که از دنيا روي برمي گردانند 
نگاهي تيره و يأس آلود دارند 
آن ها دشمن زندگي و شادماني اند 

خداوند زندگي را به ما نبخشيده است تا از آن روي برگردانيم 
سرانجام خداوند از من و تو خواهد پرسيد: آيا «زندگي» را «زندگي کرده اي»؟

سلام به همه

سلام به همه بچه های پیام نور صفاشهر

من یکی از هم رشته ای های خودتونم.ورودی۸۷-پسر-مجرد و...

امیدوارم اوقات خوبی با هم داشته باشیم.

جا داره همینجا از آقا مجتبی به خاطر دادن یوزر تشکر کنم.تا پست بعدی.