میگذرد؟؟؟؟
امروز یه بنده خدایی(شما چیکار داری کی؟)از صبح ساعت۹برای کلی کار از خونه رفت بیرون کلی اینور و اونور رفت و کاراش رو انجام داد.نزدیک ظهر بود باعجله رفته بود بانک وماشینش رو جلوی بانک پارک کرده بود.اومد بیرون و سوار ماشین شدو وقتی خواست روشن کنه دید سوئیچ تو ماشینه اما خب گفت شاید یادش رفته وبی اهمیت به این موضوع رفت یه اداره دیگه..توی راه برگشت سر فلکه ی دوزاری برادرای نیرو انتظامی جلوشو گرفتن که مدارک ماشین.یه نگاه کرد دید که ای داد بیداد که وسایلاشو دزد برده
و چیزای جدید تو ماشینش پیدا میکنه
.یه آقایی هم به سرعت سررسید و شاکی و داد میزد.![]()
بعد از کلی بررسی و بحث و صحبت معلوم شد این بنده خدا ماشین یکی دیگه رو سوار شده ومتوجه نشده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!![]()
![]()
حالا دیگه یکی باید میومد این مامورا رو از وسط خیابون جمع میکرد![]()
![]()
.به اندازه ی تمام عمرشون خندیدن.
راستش من که اصلا نخندیدم
شاید برا شما هم جالب ننوشتم .الآن بهتر از این نمیشه نوشت.
شاد باشید و همیشه خندان باشید از ته دل