سلام

آقای آقامیری تمام حرفاتون قبول اماراستش من از اول حدس زدم از یه چیزی(اصلا چرا لفافه.ازآقای برزگر دلخور شدید)پس خواستم بگم که راحت بگید ازچی دلخوریدوبگذارید که همه حرف دلشون رو بگن.اما یدک کشیدن نام دانشجو هم بگم که اما گاهی(بهش توجه کنید)لازمه که حرف دلتون رو بزنید.منظورم خردکردن عقاید نیست به هیچ وجه.اما حلاج بودن خیلی لذت بخشه .گاهی خوبه حرفتوبزنی وبری بالای دار.اون شعر یادتونه گاهی باید ورای مصلحت اندیشی رفت؟؟؟با این حال من تمام حرفای شمارو قبول دارم و اگه دقت کنید حرفای من نقض اونا نیست.یادم نمیاد از حمله به عقاید همدیگه حرف زده باشم.شاید باخوندن دوباره متن من چیزی رو که میگم متوجه بشید.واینکه شاید باید همیشه ساکت بود مثل آقای ابراهیمی شنونده.اینم یه نوع بی نظیره.

وآقای عابدینی

من شما رو مخاطب قرار ندادم چون که تنها منظورم شما نبودیدو هم اینکه مجبور نشید دوباره بهم بگید که با باباتون چیکاردارم.آخه فقط ایشون...

مورد اولی که گفتید.میخام بگم که حالادرنظربگیرید که یه خانم با همین ویژگی های حاجی پیداکردید.اگه قرارباشه باهاش مثل حاجی باشید بدون شک بالاخره متفاوت بودنش به چشم میآدحالا حتی اگه تو امین عابدینی باشی.این ذات آدمهاست وغیرقابل انکار.واینکه اونوقته که احساساتت میشه مثل همون حس دوست فردوس جون.من نمیگم بده اماخواستم که بدونید که این چیزا غیرقابل نقض شدنه.هرچند شایدشما نقضش نکردید....
مورد دوم رو هم گفتم دیگه.
موردبعد اینکه من نجمه رومیشناسم عقایدمون تقریبا مشابه هست اما شاید باشه حرفایی که من میزنم و اون درک نمیکنه وبرای بهترشدن اوضاع من میگه میفهمم.این هم خوبه که کسی باشه باهاش حرف بزنی.اما باورکنید که یه غریبه اونی رو که تومیگی نمیفهمه چون احساست نکرده وبااونی که تورو رنج میده درتماس نبوده.هرچند که اصل این فضای مجازی برای همینه که تو یه همصحبت میون این شهر پیداکنی و با گم شدن انعکاس صدات قبول کنی که کسی رو داری.اما گاهی هم نه.حالا شما میگید میفهمه باشه چشم.
موردبعد اینکه من روی سخنم تنها با شما نبود واینکه اون مثال کوه رو که قیدکردید میدونید که من نوشتم(نه راستی نمیدونید.)پس معتقدم که همیشه نباید یکی جوابتو بده.اما گاهی تو واقعا میخوای که طرف یه چیزی بگه که آره میفهمه تورو.اینجا یه مثال نوشتم گفتم شاید قیدکردنش درست نباشه.پس هیچی اما قبول کنید که گاهی(گاهی)باید بفهمن تو رو واقعا.نوشتم این تنها کافی نیست.....
بااین حال من قصد نداشتم ناراحتتون کنم هم از شما وهم از آقای آقامیری عذرمیخام.ممنون از هردو نفر شما که با طعنه نگفتید که براتون مهم نیست چی میگم.وچقدر سخته اگه چنین فردی بین ماباشه.مرغ ما از بچگی پانداشته ونداره.درمورد بحث فردوس هم موافقم ادامه بدید چرا که نه؟من واقعاخوشحال میشم بشنوم.واینکه هستم آخه تامتحان بعدیم30و31هست و من تا 5شنبه آزادم.ما همون یه دشمن برا هفت نسلمون کافیه.درضمن من آباده ای نیستم پس دشمنی نداریم حتی با اینکه شما کلاه قرمزی هستید.و ما برگ سبزی بیش نه.
اصل فیزیکی که گفتید هم بی نظیر بود.عالی.تیکه ی خوبی بود.
بازم اگه چیزی بود بفرمایید من خوشحال میشم.یا میخوایدهم باطعنه بگید براتون مهم نیست.من بازم میپذیرم.
راستی فردوس جون حالا که اینا فقط بخش نقض حرفامو میبینن پس اون شعر هم باشه مال تو.
شاد باشید وسربلند