قصه ی تولدها
خب حالا قصه
بعله امشب تولد نجمه جونم و سید بود من با حاجی هماهنگ کردم که ایشون و بقیه ی اقایون کیک سید رو بخرند ومنم کیک نجمه....بعد وقتی اومدیم که کیکا رو ببینیم دیدم لطف کردن یه نقاشی کشیدن.که کار مهندس برزگره و با خط حاجی نوشتن تولدت مبارک.میگم اخه این چیه حالا نجمه این کیک به این بزرگی انوقت دل سید میشکنه ها بعد با اون یه کم پولی که ته جیبم مونده رفتم یه کیک خریدم برا سید..
بعد که معلوم شد دیدم این دوستامون پول کمی جمع کردن و دادن به مهندس نجفی که کیک بخره ایشونم رفتن با اون پول چهارتا رولت خریدن و شروع کردن به تمرین و هدف گیری![]()
![]()
بعد هم که جشن شروع شد من به نجمه عزیزم شعر تقدیم میکردم و این دوستان چشمشون فقط به کیک بود مخصوصا .....که میخواستن یه سهم بیشتری رو بردارن.
من :
تولد تو تولد من است
من تمام طول سال بیدار مانده ام
که مبادا روز تولد تو تمام شود
و من در خواب بمانم
و نتوانم به تو بگویم
تولدمان مبارک !؟
حاجی:بچه ها کاش کیک رو خودمون خریده بودیما.سید این کیکوما انتخاب کردیما!!!!!!!!!!!!!!!!!![]()
رقیه:
امشب چه ناز دانه گلی در چمن رسید
گویی بساط عیش مداوم به من رسید
نور ستاره ای در شب تولدت
انگار که فرشته ای از ازل رسید
فرشته ی من تولدت مبارک
مهندس نجفی:بچه ها من دوتا تیکه کیک میخواما مهمه یادتون باشه!یکی برا خوردن یکی هم....!!!![]()
فردوس:
گاه یک سنجاقک
به تو دل می بندد
و تو هر روز سحر
می نشینی لب حوض
تا بیاید از راه
از خم پیچک نیلوفرها
روی موهای سرت بنشیند
یا که از قطره آب کف دستت بخورد
گاه یک سنجاقک
همه معنی یک زندگی است .
تولدت مبارک … سنجاقک زیبای من
مهندس عابدینی:بچه ها بذارید من کیکو تقسیم کنم عادلانه تر تقسیم میکنما!!!!!!!!!!!!!!!![]()
مهندس برزگر:بچه هاساکت باشید من دارم عکس میگیرم صداتون تو عکس میوفته ها!!!!کیکم دست نزنید!!![]()
آقای مرتضوی:بچه ها برید کنار من برا کیکمون اسفند دود کردم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!![]()
بعله !!ما دیدیم این دوستان فقط فکر و ذکرشون کیکه پس یه شعر پیدا کردیم و گفتیم تقدیم سید کنن
بازم شادي و بوسه ، گلاي سرخ و ميخک
ميگن کهنه نمي شه تولدت مبارک
تو اين روز طلايي تو اومدي به دنيا
و جود پاکت اومد تو جمع خلوت ما
تو تقويما نوشتيم تو اين ماه و تو اين روز
از اسمون فرستاد خدا يه ماه زيبا
يه کيک خيلي خوش طعم ،با چند تا شمع روشن
يکي به نيت تو يکي از طرف من
الهي که هزارسال همين جشنو بگيريم
به خاطر و جودت به افتخار بودن
تو اين روز پر از عشق تو با خنده شکفتي
با يه گريه ي ساده به دنيا بله گفتي
ببين تو اسمونا پر از نور و پرندس
تو قلبا پر عشقه رو لبا پر خندس
تا تو هستي و چشمات بهونه س واسه خوندن
همين شعر و ترانه تو دنياي ما زندس
واسه تولد تو بايد دنيا رو اورد
ستاره رو سرت ريخت تو رو تا اسمون برد
اينا يه يادگاري توي خاطره هاته
ولي به شوق امروز مي شه کلي قسم خورد
تولدت عزيزم پراز ستاره بارون
پر از باد کنک و شوق ،پر از اينه و شمعدون
الهي که هميشه واسه تبريک امروز
بيان يه عالم عاشق ،بياد هزار تا مهمون
وخودمونم خوندیم برای نجمه جون .دیگه وقت کادو دادن هم که رسید هیچکس از این دوستان رو نمیشد اینجا پیدا کرد!!!!!!!!!!!