تقدیم به همه ی خوبان

زلال که باشی آسمان در تو پیداست


پرسیدم..... ،

چطور ، بهتر زندگی کنم ؟

 با كمی مكث جواب داد :

گذشته ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر ،

با اعتماد ، زمان حالت را بگذران ،

و بدون ترس برای آینده آماده شو .

ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز .

شک هایت را باور نکن ،

وهیچگاه به باورهایت شک نکن .

زندگی شگفت انگیز است ، در صورتیكه

بدانی چطور زندگی کنی .

پرسیدم ،

آخر .... ،

و او بدون اینكه متوجه سؤالم شود ، ادامه داد :

مهم این نیست که قشنگ باشی ... ،

قشنگ این است که مهم باشی ! حتی برای یک نفر .

كوچك باش و عاشق ... كه عشق ،

خود میداند آئین بزرگ كردنت را ..

بگذارعشق خاصیت تو باشد ، نه رابطه خاص تو با کسی .

موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن ..

 

به خوبی پرسشم را پاسخ گفته بود

ولی میخواستم باز هم ادامه دهد و باز هم به ... ،

كه چین از چروك پیشانیش باز كرد و

با نگاهی به من اضافه كرد :

زلال باش .... ،‌ زلال باش .... ،

فرقی نمی كند كه گودال كوچك آبی باشی ،

یا دریای بیكران ،

زلال كه باشی ، آسمان در تو پیداست


دو چيز را هميشه فراموش كن:

خوبي كه به كسي مي كني

بدي كه كسي به تو مي كند

 

هميشه به ياد داشته باش:

در مجلسي وارد شدي زبانت را نگه دار

در سفره اي نشستي شكمت را نگه دار

در خانه اي وارد شدي چشمانت را نگه دار

در نماز ايستادي دلت را نگه دار

 

دنيا دو روز است:

يك روز با تو و يك روز عليه تو

روزي كه با توست مغرور مشو و روزي كه عليه توست مايوس نشو. چرا كه هر دو پايان پذيرند.

به چشمانت بياموز كه هر كسي ارزش نگاه ندارد

به دستانت بياموز كه هر گلي ارزش چيدن ندارد

به دلت بياموز كه هر عشقي ارزش پرورش ندارد

 

دو چيز را از هم جدا كن:

عشق و هوس

چون اولي مقدس است و دومي شيطاني، اولي تو را به پاكي مي برد و دومي به پليدي.

 

در دنيا فقط 3 نفر هستند كه بدون هيچ چشمداشت و منتي و فقط به خاطر خودت خواسته هايت را بر طرف ميكنند، پدر و مادرت و نفر سومي كه خودت پيدايش ميكني، مواظب باش كه از دستش ندهي و بدان كه تو هم براي او نفر سوم خواهي بود.

 

چشم و زبان ، دو سلاح بزرگ در نزد تواند، چگونه از آنها استفاده ميكني؟ مانند تيري زهرآلود يا آفتابي جهانتاب، زندگي گير يا زندگي بخش؟

 

بدان كه قلبت كوچك است پس نميتواني تقسيمش كني، هرگاه خواستي آنرا ببخشي با تمام وجودت ببخش كه كوچكيش جبران شود.

 

هيچگاه عشق را با محبت، دلسوزي، ترحم و دوست داشتن يكي ندان، همه اينها اجزاء كوچكتر عشق هستند نه خود عشق.

 

هميشه با خدا درد دل كن نه با خلق خدا و فقط به او توكل كن، آنگاه مي بيني كه چگونه قبل از اينكه خودت دست به كار شوي ، كارها به خوبي پيش مي روند.

 

از خدا خواستن عزت است، اگر برآورده شود رحمت است و اگر نشود حكمت است.

 

از خلق خدا خواستن خفت است، اگر برآورده شود منت است اگر نشود ذلت است.

 

پس هر چه مي خواهي از خدا بخواه و در نظر داشته باش كه براي او غير ممكن وجود ندارد و تمام غير ممكن ها فقط براي شماست.



خداوند زیباست وزیبایی ها را دوست دارد

 

 و اما داستان:

"سالها پیش یک پیرزن عارف و وارسته شب هنگام به دهکده ای رسید

هوا سرد بود و او سخت گرسنه. در خانه ای را زد و از آنها پناه خواست.

با بیرحمی او را رد کردند. در خانه دوم را زد و همینطور خانه سوم و چهارم

و... هیچ دری به رویش باز نشد. در تاریکی و سرما با دلی شکسته و رنجور

و گرسنه از دهکده خارج شد و کنار جوب آبی زیر درخت گیلاسی نشست.

در هم پیچید و بخواب رفت. نیمه های شب از شدت سرما و گرسنگی بیدار شد.

سرش را بالا آورد و از لای شاخه های پرشکوفه درخت گیلاس ماه درخشان را دید.

منظره بسیار زیبایی بود. شکوفه های صورتی رنگ درخت, زیر مهتاب میدرخشیدند

و با باد بهاری میرقصیدند.  ناگهان تمام مشکلاتش دود شد و به هوا رفت.

 و او را در یک شعف و شادی عجیبی فرو برد. ناخودآگاه به سجده افتاد و شروع به

 شکرپروردگار کرد.

مردی از آن نزدیکی میگذشت. با تعجب از او پرسید: ای زن شکر چه را میکنی؟!

شکم سیرت را یا سقف بالای سرت را؟!!!

زن با لبخند سر ازسجده برداشت وگفت: ای مرد شکر اینهمه زیبایی! شکر اینکه

این مردمان نازنین اگر راهم میدادند و امشب زیر سقف میخوابیدم نمی توانستم

شاهد اینهمه زیبایی باشم..... شکر مهربانی و محبت شان!!!!

سلامی دوباره

سلام به همه ی هم کلاسیهای فراموش نشدنی و به استاد بزرگ جناب آقای

محمودی از اینکه مدت زیادی توفیق سر زدن به وبلاگ را نداشتم معذرت میخوام و

 امیدوارم بتونم بیشتر سر بزنم.آخه اون اول راه فکر کنم من هم یکی از نویسنده ها

 بودم!!!!!!!!!!!!!!

امیدوارم حال همگی خوب خوب باشه. من و خانم حبیبی و خانم رضایی روز ۵شنبه

واسه پروژه رفتیم دانشگاه راستش را بخواین خیلی بد بود چون همه نبودن اون جم

 همیشگی نبود.خلاصه اینکه توفیقی باشه تو این جمع صمیمی و پایدار  من هم

بتونم میمونم و در خدمتم . 

یا حق  

 

میگذرد

تمام چیزی که باید اززندگی آموخت تنها یک کلمه است   "می گذرد"

این جمله را من یه وقت های خاص شنیدم مثلا وقتی خیلی از این زمانه گله مندم یا از کسی بدی دیده باشم اصولا ازبزرگ ترها این جمله را شنیدم هیچ وقت دقیق به محتواش فکر نکرده بودم.وبرداشت من این هست که دنیا مدام در حال گذرو....... هست بنابراین ...........

شما بگید میخوام اول نظرشماها را بدونم تا بتونم بهترین برداشت را از این جمله ی مبهم داشته باشم

بگید لطفا  در حال گذر و..چی....هست بنابراین...چی...؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

گل برای گل

اینجارا کلیک کنید.

یک صفحه سیاه ظاهر می شه

ماوس خودتون رو  همه جای صفحه کلیک کنیدببینید چه اتفاقی میافته

حالا ماوستون رو کلیک کنید و در همون حال به همه جای صفحه بکشید و ببینید چطور می شه

هرچی که شکل گرفت همش هدیه به شما
 

سلامی دوباره

سلام به همه وسلامی ویژه به استاد محمودی عزیز وعضوهای جدید

مطالب همه رو خوندم خوب بودن مرسی

ما این ترم آخری دوست داشتیم در کنار استاد سیف نژادبزرگ واستاد محمودی عزیزو

بقیه دوستان در تمام کلاسها مثل همیشه حضور داشته باشیم متاسفانه با رفتن

استاد سیف نژاد تمام برنامه های ما منتفی شدوما هم مثل لشکر شکست خورده راهی شهر خودمون شدیم

خبر جالبی که من شنیدم این بود که قرارشده ۳تا آزمایشگاه دیگه در طی ۱هفته به ما گفته بشه

(دقت کنید ۱هفته کم نیست اینجوری نگاهش نکنین به ثانیه حساب کنیدخیلی میشه) 

نمی فهمم در مورد ما چی فکرکردن شاید ما را نابغه هایی درحیطه ی علمی

مهندسی کشورمیبینن که فقط بد کنکور دادیم یا نه مارا......... شاید هم استادی

میاد که معجزه میکنه.دقیقا مثل اینکه بخوان یه بچه رو با شکلات راضی کنن اونم

طوری که تا عمر داره طعم تلخ اون فراموشش نشه. خلاصه اینکه حسابی دارن این

آخر کاری ما راشرمنده توجهاتشون میکنن

خواهش میکنم نظر بدید وبرای آزمایشگاههایه فکراساسی کنیم  تو هیچ دانشگاهی

 هیچ دانشجویی این مدل تدریس کار عملی روقبول نداره

رئیس دانشگاه کارهای زیادی از دستشون بر میاد فقط نباید ساکت

 بشینیم وتماشاچی باشیم با نظر دوستان برای روز شنبه موافقم ولی همه بیان

همه ی بچه های کلاس نه فقط یه عده برن بقیه هم برا

سلامتی اونها دعا کنن

 

خیرمقدم

سلام به همه

سلام ویژه وخیرمقدم به دوستان وعضوهای جدیدوبلاگ

(کسانی که تاحالامن خدمتشون خیر مقدم عرض نکردم عذرمیخوام)

دوستان عزیز : خانم اسدی.آقای امیرپور.آقای شفیعی.آقای نجاتی.آقای آقامیری.آقای کواری وآقا یا خانم قاصدک

وآرزوی موفقیت وپیروزی دارم برای دوستانی که درآزمون ارشد امسال شرکت کردند


سخنان زرتشت پیامبر

سخنان زرتشت

 - جهان به آن نمی ارزد که پریشان کنی دلی را.

 - فرو رفتن در غم و اندوه هیچ کس را در دین مومن نمی سازد.

 - کار نیکی که برای دیگران انجام می دهید، وظیفه نیست بلکه یک نوع لذت است که برای شما سلامتی و آرامش خاطر به ارمغان می آورد.

 - بهترین زندگی برای کسانی است که نیک بیاندیشند وپارسایی را سرلوحه زندگی خود کنند.

 - شریف ترین دل ها، دلی است که اندیشه آزار کسان در آن نباشد. 

- خوشبختی از آن کسی است که در پی خوشبختی دیگران باشد. 

- هر عمل بزرگ از فکر بزرگ سرچشمه می گیرد. 

- نیکی و سود خویش را در زیان دیگر کسان مخواه. 

- آن چه را که می شنوید با عقل سلیم و منش پاک و روشن بسنجید و آن گاه بپذیرید.

 - نیک می دانم که هیچ نیایشی نیست که از جان و دل برآید و بی پاسخ بماند.

 - اگر می خواهی با خداوند یکی شوی،نگاهی به پیرامونت بینداز و به اندرون خود بنگر. 

- زننده ترین حیواناتی که من تا کنون دیده ام چاپلوسانند، آنها از دوست داشتن سر در نمی آورند و فقط تقلید عاشق شدن را می کنند.

 - تنهایی می تواند قابله ی زادن اندیشه ای بزرگ باشد،اما جایی می توانی به تنهاییت اطمینان کنی که اندیشه ی نیک، در آنجا خانه ساخته باشد.

 - همسایه ی خود را مانند خود دوست بدار،اما ابتدا خویش را دوست تر بدار چرا که انسانی که به خود احترام گذاشت،به خالق خویش احترام گذارده است.

 

- حسن بلند پروازی در آن است که انسان را پر جنب و جوش نگه می دارد،اما اگر این بلند پروازی باعث گردد که انسان از واقعیت های روزمره دور بماند،آن دیگر بلندپروازی نیست بلکه کوته نظری است.

  

- برای آدمی در زندگی،هیچ خیری بالاتر از پاکیزگی نیست.این پاکیزگی همان است که از قانون اهورامزدا به دست می آید، و پاکی و پاکیزگی قانون دین من است.

 - خدای زرتشت بخشایشگر و پر جوشش است پس از کسی که میبخشد،نباید ترسید،تنها چیزی که باید از آن ترسید همان «ترس» است.

 

سفر

سلام

دوستان شما از سفر به شلمچه خبر دارید؟

کی هست ؟کسی هم اسم نویسی کرده؟

رفتید التماس دعا

 

 

CAPITAN

سلام به همه دوستان و آقای capitan  من که شما رو شناختم

فقط همین رو بگم که استاد محمودی با خوندن اس ام اس های شما سر کلاس لذت میبردن

فکر کنم درست حدس زده باشم آره؟؟؟؟؟

به هرحال اگر درست حدس زده باشم شما راحت باشید کسی نمیفهمه

 

ثمره عنایات مسولین دانشگاه

سلام

من که بادیدن این دست نوشته استاد واقعامتاسف شدم واز خدا خواستم یه بار دیگه مابتونیم از وجود استاد بهره مند بشیم

این نوشته استاد در قسمت نظرات بود وچون برای یکی مثل من خیلی باارزش بود اینجا گذاشتم همه دوستان ببینند

استاد سیف نژاد:

الهی چنان کن سرانجام کار که تو خوشنود باشی و ما رستگار
سلام
خوشحالم که همچنان فعال و امیدوار با نشاط و استوار کار می کنید
دوستان باور کنید برای نوشتن همین چند خط کلی به زحمت افتادم
چون از طرفی نه میخوام حرف و حدیثهای تکراری را بنویسم و نه نصیحت کنم و نه .....................
با توجه به حال و هوای وب لاگ خوبتون بد نیست منم واستون یک بیت شعر بنویسم و تمام کنم
الهی
قادری برهرچه میخواهی بجز ازار من زانکه گر شمشیر برفرقم نهی ازار نیست
احتمال نیش کردن واجب است از بهر نوش حمل کوه بیستون با یاد شیرین بار نیست
سر زنده و شاد باشید

سلام دوستان

ورودی های جدید خوش آمدید

همگی میدونیم خانم دهقان نهایت تلاش خودشان را کردندکه استاد سیف

نژادتشریف بیارندواز ایشان ممنونیم

و صحبت راجع به این موضوع مشکلی را حل نمی کنه حتی طومارنوشتن

 واعتراض

فقط امید داشتیم این آخر کاری از آزمایشگاهها چیزی یاد بگیریم که نشد

انشاالله که از این دانشگاه تا این حد دست خالی بیرون نریم که این هم به

 تلاش شخصی مابرمیگرده

دوستان مثل همیشه کار درست اینکه امیدوار باشیم 

 

مهندس عابدینی تولدتان مبارک

با عرض معذرت میدونم خیلی دیر شده

 خوشبختي چيست؟

 

این جواب سوال آقای نجفی راجع به خوشبختی هست

 خوشبختی يعني بپذيري زندگي تو، مال توست و آزاد هستي تابا اعمالي که دوست داري آن را

بسازی. خوشبختي يعني باور کني که ديگران هم به اندازه تو امنيت، آرامش، محبت، عفو و آزادي نياز

دارند. خوشبختي يعني کميشجاع تر.مهربان تر، بخشنده تر، وفادار تر باشی. خوشبختي يعني قلبي را

نشکني، دلي را نرنجاني وديگران از تو آسيبي نبينند(به گفته زرتشت:شریف ترین دلها دلی است که

 آزار کسان در آن نباشد). خوشبختي يعني پذيرفتن اين واقعيت که هيچ انساني کامل نيست و انسان

 جایز الخطاست. خوشبختي يعني گذشته را ببخشي تا تجارب دردناک تکرارنگردند. خوشبختي يعني

شکرکني که زنده اي، احساس داري،دوستت  دارندوعشقي در قلب داري و به يمن شاکر بودنت به هر

 آن چه که آرزوي برحق دردلت است، خواهي رسيد.

 

 در روايتي از سعدي آمده است، به خاطر نداشتن کفش بسيار ناراحت بودم وازخداوند گله وشکايت

 مي کردم، تا اينکه در شهر مردي را ديدم، که پانداشت، خجل شدم، دريافتم که ناسپاسي کرده ام و

 بزرگترين نعمت خداوند يعني سلامتي را فراموش کرده ام. مي توان درباره ي احساس خوشبختي مدت

هاي طولانی انديشيد، بدون اين که واقعا به يک نتيجه قطعي رسيد. احساس شادي وخوشبختي،

برداشتي ذهني ودروني است و عوامل متعددي در شکل دهي آن دخيل هستند که گاهي از کنترل ما

 خارج هستند. تجربه خوشبختي درنزد انسان ها متفاوت است هر کدام خوشبختي را با روش هاي

مختلف و معاني متفاوت جستجو مي کنند.

 

بنا پارت معتقد بود که حتي شش روز خوش هم درزندگيش نداشته، در حالي که هلن کلر نابينا و کر

 و لال از زندگي احساس رضايت مي کرد و مي گفت: «زندگاني را بيش از حد تصورم زيبا يافتم» بزرگي

مي گويد: گاهي براي درک خوشبختي تنها کاري که بايد بکنيم اندکي تامل و يه غبارروبي ساده از

چشم هايي است که به رسم عادت، به سرعت وبه سادگي از نعمت هاي شگفت آور روزانه مي

گذشته.ما روزي واقعا احساس خوشبختي مي کنيم که شب هنگام به اين سوال جواب «نه» نداده باشيم،


 

۱) آيا من امروز را با خوشبختي و شور و شعف سپري کرده ام؟


۲)  آيا من روي هم رفته از امروزم راضي بوده ام؟


 درچنين شرايطي است که کشتي سفر وزندگي ما با احساس رضايت خاطر بامعني سازنده ومفيدبه

مقصد مي رسد.

نمیدونم تا چه حد این سوال جواب داده شد؟



الهی

الهی همه تو،ما هیچ.سخن این است برخود مپیچ.
الهی گفتی کریمم، امید بدان تمام است تا کرم تو در میان است، ناامیدی حرام است.
الهی مکش این چراغ افروخته را و مسوز این دل سوخته را.
الهی اگر امانت را نه امینم، امانت را می نهادی دانستی چنینم.
الهی تا از مهر تو اثر آمد همه مهرها به سر آمد.
الهی من کیم که ترا خواهم؟چون از قیمت خویش آگاهم.دل و دوست یافتن پادشاهی است.بی دل و دوست زیست گمراهی است.
قصه دوستی دانی که چرا دراز است؟زیرا که دوست بی نیاز است.

"خواجه عبدالله انصاری"


گفتگو با خدا 
 
 
گفتم : خسته ام
گفت:* لا تقنطوا من رحمة الله *
"از رحمت خدا نا اميد نشويد ."(زمر/53)

گفتم:انگار مرا فراموش كرده اي ؟
گفت:* فاذ كروني اذكركم*
" مرا ياد كنید تا شما را ياد كنم."(بقرة/152)

گفتم: تا كي بايد صبر كرد؟
گفت:*وما يدريك لعل الساعة تكون قريبآ*
"تو چه مي داني ! شايد موعدش نزديك باشد"(احزاب/63)

گفتم: تو بزرگي ونزديكيت براي من كوچك خيلي دوره! تا ان موقع چكار كنم؟
گفت:*و اتبع  ما يوحي اليك واصبر حتي يحكم الله*
" كارهايي را كه گفتم انجام بده وصبر كن تا خدا خودش حكم كند.(يونس/109)

گفتم: تو خدايي وصبور ! من بنده ات هستم وظرف صبرم كوچك است...يك اشاره كني تمامه!
گفت"*عسي ان تحبوا شيئآ وهو شرّ لكم*
"شايد چيزي كه تو دوست داري به صلاحت نباشد!."(بقرة/216)

گفتم: انا عبدك الذليل الضعيف...اصلآچطور دلت مياد؟
گفت:* ان الله باالناس لرئوف الرحيم*
" خدا نسبت به همه ي مردم مهربان است"

گفتم: دلم گرفته
گفت: * بفضل الله و برحمته فبذلك فليفرحوا*
" (مردم به چي دلخوش كردن؟) بايد به فضل ورحمت خدا شاد باشند)"(يونس/58)

گفتم: اصلآ  بي خيال! توكلت علي الله
گفت:* ان الله يحب المتوكلين*
"خدا آنهايي را كه توكل مي كنند دوست دارد."(آل عمران /159)

گفتم: خيلي چاكريم ! ولي اين بار  انگار گفتي كه حواست رو خوب جمع كن يادت باشه:
گفت:* و من الناس  من يعبد الله علي حرف فان اصابه خير اطمان به و ران اصابته فتنة انقلب علي وجهه خسر الدنيا و الآخرة*
" بعضي از مردم خدا را فقط به زبان عبادت مي كنند. اگر خيري به آنها برسد امنیت و آ رامش پيدا مي كنند واگر بلايي سرشان بيايد تا امتحان شوند رو گردان مي شوند . به خودشان در دنيا وآخرت ضرر مي رسانند."(حج/11)

گفتم:چقدر احساس تنهايي مي كنم
گفت:*فاني قريب*
" من كه نزديكم"(بقره/186)

گفتم: تو هميشه نزديكي من دورم كاش مي شد به تو نزديك شوم
گفت: واذكر ربك في نفسك تضرعآ وخيفة و دون الجهر من القول بالغدو و الاصال *
"هر صبح وعصر پروردگارت را پيش خودت با تضرع و خوف و با صداي آهسته ياد كن"(اعراف/؟؟؟)

نا خواسته گفتم: الهي وربي من لي غيرك
گفت:* اليساللهبكاف عبده  *
"خدا براي بنده اش كافيست"(زمر/؟؟)

گفتم در برابر اين همه مهربانيت چه كنم؟
گفت:*يا ايها الذين آمنوا اذكرو الله ذكرآ كثيرآ و سبحوه بكرة واصيلآ هو الذي يصلي عليكم و ملائكته ليخرجكم من الظلمت الي النور و كان بالمومنين رحيمآ*
"اي مومنين! خدا را زياد ياد كنيد و صبح وشب تسبيحش كنيد او كسي است كه خودش و فرشته هايش برشما درود مي فرستند تا شما را از تايكيها به سوي نور بيرون برند خدا نسبت به مومنين مهربان است."(احزاب/؟-؟)

گفتم:غير از تو كسي را ندارم
گفت: *نحن اقرب اليه من حبل الوريد*
"از رگ گردن به انسان نزديكترم."(ق/16)

گفتم: ...
گفت: ...
شما هم اگر بخوایدباخداحرف بزنید چی میگید؟

 

چند وقت به چند وقت خود را آرام و به دور از استرس حس می كنید؟

چند تکنیک  ساده آرامش بخش

1 - پیش از شروع، مكانی را انتخاب كنید كه ساكت و به دور از كوران هوا و نور زیاد باشد. از

 لباس های خود كم كنید و در محلی راحت بنشینید یا دراز بكشید.

2 - دست ها را در دو طرف قفسه سینه قرار دهید و چشم ها را ببندید. عمل دم را به آرامی و از

راه بینی انجام دهید. عبور هوا را از سوراخ های بینی و حلق به داخل شش های خود مجسم كنید.

بگذارید قفسه سینه شما با حركت كف دست هایتان به طرف بیرون، انبساط یابد.

3 - عمل بازدم را از راه بینی یا دهان انجام دهید، به آرامی دست ها را به طرفین قفسه سینه

فشار دهید تا مطمئن شوید هوای درون شش ها كاملاً خارج شده است.

4 - این تنفس دیافراگمی را در حدود پنج دقیقه انجام دهید. سپس كف دست ها را به اطراف بدن

پایین بیاورید و یا آنها را بین كمر و زانو قرار دهید؛ آرام و عمیق نفس بكشید و دم و بازدم خود را مجسم كنید.

5 - مكان زیبایی را مجسم كنید. جایی كه در آن واقعاً احساس آرامش می كنید. این مكان

ممكن است یك باغ، ساحل رودخانه، كوه یا نقطه زیبای خاصی باشد. با تمام احساس و به وضوح این مكان را در ذهنتان مجسم كنید.

6 - در ذهنتان مجسم كنید كه از این مكان زیبا لذت می برید، و احساس آرامش و نشاط می

 كنید.جمله هایی را تكرار كنید كه از لحاظ روحی این حالت را در شما تقویت می كند: نظیر: «كاملاً

احساس آرامش می كنم.» و یا «خوشحال و آرام هستم» و تا آنجا كه دوست دارید، در این مكان بمانید.

7 - وقتی آماده شدید، در ذهن خود مجسم كنید که به مكان قبلی خود باز می گردید، اندام

های خود را بكشید و به آرامی چشمان خود را باز كنید و بعد یك لیوان آب بنوشید. شما، هر

زمان كه به آرامش نیاز داشتید، می توانید به این مكان بازگردید. فقط كافی است چشم ها را ببندید،

نفس عمیق بكشید و این صحنه را دوباره مجسم كنید. با تمرین منظم، به سرعت آرامش خود را باز می یابید.

 

۷نکته درباره آرزو

1. دیو جانس از اسکندر پرسید: آرزویت چیست؟ اسکندر گفت: یونان را بگیرم. دیوجانس گفت: بعد چه؟

اسکندر گفت: آسیا را. دیوجانس پرسید: و بعد چه؟اسکندر گفت: دنیا را به تسخیر درآورم. دیوجانس باز

پرسید: بعدش؟ اسکندر گفت: آن گاه با خیال راحت به استراحت پردازم و لذت ببرم. دیوجانس گفت:

اتفاقاًاین همان کاری است که من اکنون در حال انجامش بودم و آمدن تو آن را بر هم زد! سپس به

 اسکندر گفت: لازم نیست این همه زحمت را تحمل کنی؛ چراهمین الان استراحت نمی کنی؟

2. لاروشفوکولد گفته است: اگر می خواهی خوشبخت باشی، جز آن چه برایت مهیاست، آرزو مکن.

3. ولتر گفته است: از آرزوهای دور و دراز دوری کن تا روحت دچار خستگی و ملالت نگردد.

4. جان هیوز گفته است: زیاد عمر کردن، آرزوی همگان است؛ ولی خوب زندگی کردن و مفید بودن، تنها آرمان عده معدودی است.

5. ویکتور هوگو گفته است: از کوچکی آرزو داشتم که بزرگ باشم.

6. مزلو می گوید: اگر آگاهانه آرزویی را در سر پرورانده اید که تحقق و دست یابی به آن بالاتر از توان

شماست، به شما هشدار می دهم که تا آخر عمر نادم خواهیدبود.

7. امام علی علیه السلام می فرماید: مفیدترین درمان روح، رها کردن آرزوهاست.

 

 

چهار قانون مهم شادکامی و موفقیت

 

در اینجا چهار قانون مهم شادکامی و موفقیت بیان گردیده است.

 یک توصیه: در طول ماه، هر هفته یکی از قانون ها را به کار ببرید و بعد از این، هر روز از این قانون ها استفاده کنید و آنها را در زندگی تان به کار ببرید.

 

قانون اول: نعمت هایت را بشمار

نعمت هایی را که در زندگی داری، بشمار. چرا فقط توجهت را بر روی نداشته هایت متمرکز می کنی و فکرهایت را درهم می ریزی؟ این اولین قانون است. از هم اکنون کاغذ و قلمی بردار و تمام داشته هایت را که خدای مهربان، تقدیمت کرده است، بنویس و به خاطر آنها، خدا را شاکر باش، نعمت شنیدن، صحبت کردن، دیدن و هر چیزی را که داری. تو چیزهای زیادی داری. نعمت های تو از ظرفیتت بیشتر است و تو هرگز به آنها فکر نمی کنی و از آ ها بهره نمی بری. خداوند، این نعمت ها را که با سخاوت به تو اهدا کرده، در نظرت خیلی عادی و معمولی جلوه کرده است.

حتی اکنون، تو از نعمت هایی که می توانند به تو سربلندی و افتخار ببخشند، برخورداری. این ها گنجینه هایی هستند که مانند ابزاری برای ساخت، می توانند آینده بهتر تو را پی ریزی کنند. از امروز شروع کن، ضعف هایی که شکست تو را فراهم می آورند، فقط در فکر تو زندگی می کنند.

فهرست نعمت هایت را دوباره مرور کن، دارایی هایت را حساب کن. تو خیلی از چیزها را داری که دیگران از آن محروم اند. روی این قانون، خوب فکرکن.

 

قانون دوم: بی نظیر بودنت را جار بزن

تو خودت را در قبرستان ناکامی ها و فکرهای منفی، دفن کرده ای و همان طور که دراز کشیده ای، حتی نمی توانی شکست هایت را ببخشی و خودت را با تنفر از خویشتن و متهم سازی خود، نابود سازی و خود را در مقابل دیگران، مقصر می دانی. حالا از قبرستانی که در آن، جز ناکامی و ناامیدی نیست، بیرون بیا و به خودت هر روز بگو: من گنجینه با ارزشی هستم، چون خدای یکتا من را آفریده و در دنیا یکی مانند من خلق نشده است. بی نظیر بودن و نادر بودنت را جار بزن و به آن افتخار کن. 

چرا به کسانی که تو را خوار می پندارند، گوش می دهی و از همه بدتر، آنان را باور داری؟ 
من بی نظیرم و به خودم افتخار می کنم. این را با فریاد، هر روز بگو.

 

قانون سوم: یک کیلومتر، بیشتر از آن چه باید راه بروی، راه برو 

تنها عامل دست یابی به موفقیت، آن است که خدمتی بهتر و بیشتر از آن چه از تو انتظار می رود، ارائه دهی. مهم نیست که وظیفه تو چیست. مطمئن ترین راه برای این که خودت را به حد متوسط بکشانی، این است که به اندازه وظیفه ای که برایت مشخص شده است، کار کنی. به این فکر نکن که اگر بیش از دستمزدت کار کنی، به تو اجحاف شده است زیرا اگر پاداش کار تو، امروز به تو بازنگردد، فردا به طور حتم، بازخواهد گشت. 

یک کیلومتر، اضافه راه برو. نگران خودت نباش، لیاقت تو بیش از این هاست، آن را به سوی خود بکش. هر خدمتی که انجام می دهی، بی پاداش نخواهد بود و اگر پاداشت را زود دریافت نکردی، نگران مباش زیرا هرچه دیر آید، خوش آید. تو نمی توانی موفقیت را احضار کنی، تو فقط می توانی لیاقت و شایستگی آن را داشته باشی. 

 

قانون چهارم: از نیروی انتخابت، عاقلانه استفاده کن

تو حق انتخاب داری، تو می توانی بین شکست و ناامیدی یا شادمانی و کامیابی، یکی را انتخاب کنی. انتخاب با توست، انتخاب، منحصر به فرد توست. تو با قدرت انتخابی که داری، می توانی در شکلی بالاتر، دوباره متولد شوی. به خودت بنگر، به انتخاب هایی فکرکن که تاکنون کرده ای، به لحظه هایی که روی زانو افتاده ای تا فرصت انتخاب دوباره به تو داده شود. آن چه گذشته، گذشته است.

 

از قدرت انتخابت، عاقلانه سود ببر. 

به جای تنفر، عشق، به جای ایستایی، پویایی، به جای تأخیر، عمل و به جای فکرهای منفی، فکرهای مثبت را انتخاب کن.

حالا که چهار قانون شادکامی و موفقیت را یاد گرفتی، فراموش نکن که در هر حال آن ها را به کار ببری. دیگر به فکر گذشته نباش، از امروز، امروز لذت ببر و از فردا، فردا. تو توانایی این را داری که شگفتی های عظیمی در زندگی ات به وجود آوری. پتانسیل تو نامحدود است. خودت را همیشه باور کن.

 

 

نکته ای مهم در حجم چند کلمۀ ساده

جوجه اردک زیبا

 هیچ وقت نمی توانی مطمئن باشی که کدام جوجه اردک زشت ممکن است به یک قوی زیبا تبدیل شود.

پس،

مواظب رفتارهایت با دیگران باش و کسی را به خاطر آنچه که در سرشت خود دارد سرزنش نکن.

فاصله میان دوشکست

پیروزی یعنی توانایی رفتن از یك شكست به شكست دیگر بدون از دست دادن اشتیاق (وینستون چرچیل )

امنیت و موقعیت

در زندگی امنیتی وجود ندارد، آنچه وجود دارد فقط موقعیت است  داگلاس مک آرتور

 

 زندگی در نگاه بزرگان

زندگی به تناسب شهامت آدمی گسترش یا فروکش می‌یابد. آنین نین


زندگی از بودن شروع می شود و تا شدن ادامه می یابد . ارد بزرگ


زندگی بدون عشق همچون درختی است بدون شکوفه و باروبر. جبران خلیل جبران

زندگی خود را تبدیل به مدرسه ای برای یاد گرفتن کن. جان دیوئی

زندگی مانند لبخند ژوکوند است، در نظر اول به روی بیننده تبسّم می کند، امّا اگر در او دقیق شوی می گرید . ژری تایلر


زندگی، همچون رودی بزرگ، جاودانه روان است. رابنیندرانات تاگور

زندگی با عشق هرگز تیره نیست. لئو بولیسکا

زندگی بدون موسیقی اشتباه است . فردریش نیچه

زندگی کوتاه است اما طولانی ترین چیزیست که در اختیار ما انسانها قرار دارد. فررد هاند هاین

زندگی ما ، زائیده اندیشه ماست. مارک اورل

زندگی خواب است و عشق رؤیای آن . موسسه

زندگی بازیچۀ دست اقبال نیست ، بلکه فرصت عظیمی است که باید از ان استفاده کرد و مغتنمش شمرد . مارون

زندگی به چیزی نمی ارزد ، اما ارزش هیچ چیزی به اندازه زندگی نیست. مالرو

زندگی چیزی جز مبارزه میان عاطفه وعقل نیست. مارک تواین)

تا خود را از هرجهت کامل و شایسته ندیدی ، قضاوت نکن . پوشکین

اگر نتوانیم همیشه اتفاقاتی راکه در زندگیمان می افتد کنترل کنیم ، دست کم می توانیم بر واکنشهای خود نسبت به آن وقایع ، و بر اعمالی که در مقابل آنها انجام می دهیم مسلط باشیم. آنتونی رابینز
هر کاری انجام می دهید آن را با تعهد انجام دهید . باربارا دی آنجلیس

هیچ اهرمی همچون بردباری و امید نمی تواند مشکلات را از پیش پایت بر دارد . ارد بزرگ

دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب ترا لمس کند . مارکز

هرگز فرصت گفتن « دوستت دارم » را از دست مده . براون

فرق انسان با حیوان در کنترل هوای نفس و هوسهاست . سقراط


آنان که گذشته را به خاطر نمی آورند مجبور به تکرار آن هستند. جرج سانتایانا

عجب صبری خدا دارد
اگر من جای او بودم
همان یک لحظه ی اوّل
که اوّل ظلم را می دیدم از مخلوق بی وجدان
جهان را با همه ی زیبایی و زشتی
به روی یکدیگر، ویرانه می کردم
عجب صبری خدا دارد
اگر من جای او بودم
که می دیدم یکی عریان و لرزان،دیگری پوشیده از صد جامه ی رنگین
زمین و آسمان را
واژگون مستانه می کردم
عجب صبری خدا دارد
اگر من جای او بودم
برای خاطر تنها یکی مجنون صحرا گرد بی سامان
هزاران لیلی ناز آفرین را کو به کو
آواره و دیوانه می کردم
عجب صبری خدا دارد
چرا من جای او باشم
همین بهتر که او جای خود بنشسته و تاب تماشای زشتکاریهای این
مخلوق را دارد
وگر نه من به جای او بودم
یک نفس کی عادلانه سازشی
با جاهل و فرزانه می کردم
عجب صبری خدا دارد، عجب صبری خدا دارد

  1.  زندگی موهبتی است که به ما ارزانی شده است و تا وقتی امید هست ، زندگی هست .
  2. ما قدرت آنرا داریم که نومیدی را به امید، شکست را به پیروزی و اشک را به خنده مبدل سازیم بشرطی که به زندگی و شگفتیهای آن ، به لذت ها ، نا امیدی ها، تلاش ها ، رنجها و دردها(بله ) بگوئیم.
  3.  اگر بکوشیم کلماتی از قبیل: «بله» ، « امکان دارد» ، « همیشه »، « امیدوارم»و«می توانم» را در فرهنگ لغات خود و اعضای خانواده وارد کنیم آنگاه شاهد تجلی شادیها خواهیم بود.
  4.  ما قدرت آن را داریم که همه پدیده های شادی بخش زندگی را در اختیار داشته باشیم و آنها را برای خود خلق نمائیم ، فقط کافیست تصمیم به تغییر بگیریم.
  5.  اندیاگر تصمیم بگیریم از امروز هر لحظه با عشق و غوطه ور در عشق زندگی کنیم معنی و مفهوم حیات و شاد زیستن را بهتر در ک خواهیم کرد و از آن لذت خواهیم برد. بقول نازك انديشي:
  6.  ( زندگی ریاضیات است ، پس بیائیم اعتماد را در زاویه چشمانمان جای دهیم، شادي را به توان برسانیم ، غم و اندوه را تفریق کنیم، کینه و نفرت را جذر بگیریم و همدلی و دوستی را ضرب کنیم و محیط و مساحت محبت را در دایره قلب دیگران بدست آوریم).