بابا ای ول به ما همه همین جورید که...............
نمیدونم یا از تعطیلات خسته شدیم یا امتحانای ترم تابستون حالمونو گرفته یا شایدم ازندگی خسته شدیم و مطابق میلمون نیس اما من تواین مدت مرگ بابابزرگم برام واقعا سخت بود اما اون بهر چی دوست داشت رسیده بود واقعا خوش به حالش....................................................................
همیشه هم میگفت یه بار زندگی میکنیم سعی کنیم چیزایی رو که دوستداریم به دست بیاریم وگرنه مجبوریم چیزایی رو که به دست میاریم یا بهمون تحمیل میشه رو دوست داشته باشیم یه جور زندگی کنیم که ای کاش تکیه کلام دوران پیریمون نباشه که این برا یه آدم عافل ننگ باره همیشه برا رسیدن به خواسته هات تلاش کن .خودت رو به آب و آتیش بزن به خواسته هات برسی اون موقع میتونی لذت ببری اما من اهمیت نمیدادم خیلی از فرصتامو از دست دادم . واقعا افسوس چه فایده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟اون اینجور زندگی میکرد حالا میفهمم منظورش چی بوده؟؟؟؟؟؟؟اما چه فایده دیگه دیره. فرصت از دستم رفته دیگه باچه قیمتی میشه جبرانش کرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اصلا جبران شدنی هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟زندگی ما چی؟؟همش حسرت.......
الانم دارم از پا در میام هیچ وقت دنبال این نبودم که یه دوست خوب برا خودم نگهدارم که الان بتونه کمکم کنه و باهاش راحت باشم اما بازم افسوس................. همیشه میگفت یه دوست خوب و وفادار برا خودت نگهدار شادیها و غمهاتون رو با هم شریک باشید با همه خوب باش اما با یکی دوست و خودتم برا اون باش اما من فقط..........
کمکم کنید نمیدونم باید چه کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟