خدایا
خدايا! وقتي مرا بخواني، به تو خواهم رسيد. در نام مطهرت ،سرور وصال نهفته است. در عشق تو مرگ پايان ميپذيرد.آن که با کلامت زندگي کند،هجوم ترديدها را فرو ميگذارد و شب و روز کمر به خدمتت مي بندد.
خدايا! اگر صدها هزار طومار داشتم و قلم من شتابي چون تندبادها و جوهري پايان ناپذير داشتم ،بازهم قادر به وصف تو نبودم.
خدايا!آن زمان که به نامت گوش ميسپارم، از همه وحشت هاي زندگي فراترم. ديگر حتي از فرشته مرگ نمي هراسم. تو تجسم خرد هستي و با تاجي از گل هاي عشق از قلب من گذر مي کني!
خدايا! جسم من دشتي است که بذر نيکي در ان مي کارم و بانام تو آن را آبياري ميکنم !تا گل عطرآگين حضورت در قلبم برويد.
خدايا! آن کس که معبود راحتي در يک نفس زندگي ازياد نمي برد و نام او را در دل گرامي مي دارد،بي ترديد متبرک است.
خدايا! به گناه الوده ام و تو پاک و مطهرهستي.خدايا! تشنه رحمت توام، تا از درياي خطاهايم عبور کنم.
خدايا! بخشايش تو بي کران است، اين خطاکار را از ياد مبر.