سلام
غنچه از خواب پرید وگلی تازه به دنیا آمد. خار خندید وبه گل گفت:سلام...!
و جوابی نشنید،خار رنجید ولی هیچ نگفت.ساعتی چند گذشت.
گل چه زیبا شده بود.دست بی رحمی آمد نزدیک.گل سراسیمه زوحشت فسرد.
لیک آن خار در آن دست خلیدو گل از مرگ رهید.
صبح فردا که رسید،خار با شبنمی از خواب پرید.گل صمیمانه به خار گفت:
سلام...!!
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۴/۲۱ ساعت 14:13 توسط ღnajmehღ
|