تقدیم
شبی به آینه تفهیم می کنم خود را
به دست حادثه تسلیم میکنم خود را
زلال می شوم و محو می شوم در نور
به چشمهای تو تقدیم می کنم خود را
سکوت می کنم و داد می زنم در خویش
میان شعر وتو تقسیم می کنم خود را
و ماه می شوم و می زنم به تاریکی
به یک اشاره ی تو نیم می کنم خود را
نگاه میکنی و مات می شود تصویر
سپس تو می شوم و جیم می کنم خود را
و روبروی خودم حرف می زنم با تو
سپس در آینه تعظیم می کنم خود را
سپس تو می روی اما مرا نمی بینی
چگونه مجلس ترحیم می کنم خود را
جلیل صفربیگی
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۴/۲۰ ساعت 12:58 توسط ღnajmehღ
|