دیگه دارم دیوونه میشم . . .
دیگه دارم کم می ارم و دیوونه میشم
نمیدونم این همه کار از کجا پیدا میشه !!!!!!!!!
الان دو هفته هست که ساعت 7 صبح از خونه بیرون میزنم ساعت 12 شب به زور میام خونه فقط یه نیم ساعت واسه نهار میام خونه
الان چند روزه که نتونستم به وب هم سر بزنم اصلا نتونستم کامم رو روشن کنم تا این که بیام نت
خودم موندم این همه کار از کجا پیدا میشه به نصف کارهام هم نمیرسم الان که دارم این متن رو می نویسم دو تا کیس خراب کنارم گذاشته که الان ده روزه که اینجا هستن و حتی دست هم بهشون نگرفتم از اینا که بگذریم پیشنهاد ساختن چند تا سایت دارم یکیش الان شش ماهه بنده خدا سفارش داده ولی . . . (بعضیاشون هم جواب تلفنشون رو نمیدم تا بینم آخرش چی میشه)
خلاصه اگه یه روز از سلامی سر در اوردم بیایین ملاقات
آرزومه برگردم به اون روزهایی که از صبح تا شب مراقب اینترنت بودم یا اون روزهایی که میرفتیم دانشگاه و روزهایی که با بچه ها میرفتیم یلالی تلالی.
خوب بیخیال ، دنیا همینه زیاد نباهاس بهش دل بست
امین جونم که مثل ما آشخور مملکت شدن و تو پادگان خانما خوب خدمت میکنه و مصطفی هم که بنده خدا تو جهرم نمیدونم چی میکشه محمد جون هم دیگه کم کم باید بار و بندیلشو ببنده و محمد امین هم چند ماه دیگر رئوف جون هم که نمیدونم این معدن چه به سرش اورده که دیگه سرمون هم نمیزنه(رئوف چرا چپیدی تو خونه بابا هوای ما هم داشته باش)
هر جا هستید سالم باشید و موفق.
bye to next hi