باز هم طویل مینویسم
با سلام
ابتدا باید بگم منم با مصطفی آقامیری موافقم . آقا ما 10 نفریم با 10 تا عقیده ی متفاوت . اگه بخوایم اینجا عقاید هم رو لگد مال کنیم که پست رو پست بند نمیشه . اگه ما مثلا الگومون کورش باشه اون توی وصیت نامش نوشته : هر کس در کشور من مختار است که به دین خود باشد . مگه دین آدم جز عقاید و اعتقاداتشه .
من نمیدونم مصطفی از چی توپش پره اما واقعا ببخشیدا بعضیهامون رعایت نمیکنیم و هرچی میخایم میگیم .
اصلا کاری به انتقاد پذیری نداره ها . ما هممون انسانیم و از اینکه کسی بخواد خردمون کنه متنفریم . خرد کردن و تحقیر کردن آدما مگه جز مسخره کردنشونه . مسخره کردن کسی مگه جز به سخره گرفتن عقاید و اعتقاداتشونه . پس وقتی اعتقادات کسی رو مسخره کنیم داریم اون طرفمون رو خرد و تحقیر میکنیم و نه انتقاد .
من از مصطفی تند تر رفتم چون جنگ اول به از صلح آخر این یک . دوم اینکه تا حالا کسی اعتقادات منو اینجا لگد مال نکرده و وقتی اینارو بگم کسی به خودش نمیگیره و سوم اینکه منم نظرمو در مورد حرفای مصطفی زدم .
بریم سراغ پسته بازم من . . . .
اونجا خانم راضی یکم در مورد حرفای من نظر دادند که خواستم جسارت نکرده باشم و حرفاشون رو بی جواب نذارم و با طعنه نگم برام مهم نیست چی میگی . گفتم بگم که . . .
شما گفتین :
توی روابط تفاوتهای خودم وطرف مقابلم رو درنظرنمیگیرم اشتباهه
من جایی از عرایضم نگفتم که تفاوتها مهم نیستند . اگه منظورتون جنسیت پسر یا دختره باید بگم من نوشتم:
از کوچیکی برام دوست پسر یا دوست دختر فرق چندانی نداشته .
فرق چندانی نداشته!!! منظورم این بود که بخاطر جنسیت مذکر یا مونث فلانی من باهاش رابطه برقرار نکردم . مثلا حاجی خودمون ، ایشون فوق العاده مهربون و مومن ، معتقد و رازدار ، دلسوز و خونگرم و کلی از این صفتای خوب که به یدک میکشه . حالا ایشون پسره و من باهاش دوستم . اما خودمونیم اگه دختر بود بازم دوس داشتم باهاش باشم یا نه؟ خب معلومه که آره . منظورم رو نمیدونم متوجه شدین یا نه؟ ببینید از هرکی بپرسیم ملاکتون برای داشتن یه دوست خوب چیه یه سری ملاکارو میگه . حالا شخصی با این ملاکها پیدا شد .( دختره یا پسر؟؟) اینجاست که من میگم فرقی نداره دختر باشه یا پسر .
جایی گفتین:
اگه قرار باشه که با کسی شخصی صحبت کنیم بی شک هم گاهی پای احساس وسط میآد
مگه قراره یه ارتباط بدون احساس داشته باشیم ؟ در هر ارتباط دوستانه پای احساس آدما وسطه چه ارتباط دو شخص با دو جنس متفاوت باشه چه ارتباط دوتا هم جنس .
شما:
با کسی که اصلا ندیدیمش صحبت کردن گاهی خوب نیست.
من:
چرا خوب نیست؟ من توی پستم نوشته بودم :
اگه یه هم صحبت از جنس مخالف پیدا شه که همدیگرو ندیده باشیم و فرسنگها از هم دور باشیم و . . . به صرف اینکه حرفامونو میفهمه و درکمون میکنه و راحت میشه باهاش حرف زد ، خیلی خوب میشه .
به این تیکه توجه کردین:
. به صرف اینکه حرفامونو میفهمه و درکمون میکنه و راحت میشه باهاش حرف زد
اگه شخصی مارو بفهمه خب نبینیمش مگه چی میشه . شاید اگه جاش بود اینجا یه مثال میگفتم که یه پسر تونست با گوش دادن حرفای دل یه دختر که همدیگرو نمیشناختن و ندیده بودن اون دخترو از خودکشی منصرف کنه و به زندگی برگردونه .
اصلا مگه ما خدارو میبینیم؟حسش میکنیم درسته؟حالا اگه بشه دوستمون رو ندیده از راه دور حس کرد نمیشه رابطه داشت ؟
گفتین:
تنها برای ما کافی نیست باید با کسی حرف بزنیم که درمقابل حرفای ما چیزی برای گفتن داشته باشه.
من:
من هیچ جا اینو منکر نشدم .البته یه جایی نوشتم که:
اگه دلتون بگیره با کی حرف میزنید ؟ یااینکه شی یا چیزی هست که وقتی دلتون گرفت با لمس کردنش تسکین پیدا کنید ؟
الان شاید وقتشه بگم ، گاهی وقتا یه شی، یا چه میدونم یه جسم پیدا میشه وقتی آدم دلش گرفته و میخاد با کسی حرف بزنه متوسل ( متوصل ) میشه به اون . میدونه طرفش نمیشنوه اما راضیه به گفتن حرفاش . میخاد خالی شه و . . . .
ببینید چندجا از کلمه ی وقتی دلتنگ هست یا دلش گرفته استفاده کردم ؟
شما انکار میکنید که وقتی آدم دلش گرفته ، میشه با یه شی حرف زد؟حتی اگه بی جان باشه و نشنوه و جوابی به ما نده؟
اکثر بچه ها وقتی قهر میکنن یا از چیزی دلخورن میرن و با عروسکاشون حرف میزنن.
امروز قبرستان بودم . رفتم برای تشییع یه نفر. مادری رو دیدم که سر قبر پسرش نشسته بود و جوری با قبر یا با پسرش حرف میزد که انگار پسرش روبه روشه .هممون میدونیم که هیچ جوابی نمیشنوه از پسرش .اما این حرفا که دلش رو تسکین میده.
اما در آخر:
اصلا من منظورم این نیست که بخوام حرف خودم رو به کرسی بشونم . آدما اشتباه میکنن. گاهی توی پیدا کردن دوست گاهی توی نوع دوستی و گاهی....
بماند ولی دوست خوب نعمته ،جنسش مهم نیست.
( مرغ ما یک پا دارد )
خانم مهندس برزگر شماهم بحثتون نصفه کاره مونده ها!!!
نمیخایید ادامه بدین .
البته بعضیها گفتن که بذارید امتحانات تموم شه اما اگه میشه از الان شروع کنید . ( اینم چون با خانم راضی دشمن هستم گفتم ساز مخالف زده باشم . تقصیر خانم سلیمانیه . نمیاد وبلاگ کل کل کنه ماهم دنبال دشمن جدید میگردیم . البته رئوف اینجا عکس من کار میکنه . اون اول دشمنه و کل کل میکنه بعد میشه دوست . ما اول دوستیم بعد میشیم دشمن ) اینم از قدرت دافعه ی ماست دیگه .
( اصل فیزیک : قطبهای هم نام همدیگر را دفع میکنن. )
دوتا کوچولو دیگه:
جریان شیرینی و خانم سلیمانی چیه؟
حاجی گفتی یه سوا؟ خب بقیش؟؟
پایدار و سربلند باشید
یا حق