چندوقتیست بی تو افتادم

توی یک راهِ بَد،نه! بیراهه

یک جنین توی مغزِ من مُرده

یک جنینِ مریضِ نُه ماهه!

 

این جنین حاصلِ تمامم بود

حاصلِ روزهای بَر بادَم

چاله ها را دَر آمَدَم تک تک

عاقبت توی چاه افتادم

 

تو! تمامِ گناهِ من بودی!

بی تو راهم کِی و کُجا کَج بود؟

قلبِ تو با من و خوشی هایم

با تمامِ دقیقه ها لج بود!

 

روزها آن گناهِ بد بو را

با خودم بُرده ام به هرجایی

زیرِ این سقفِ آسمان هر شب،

مانده ام در سکوت و تنهایی

 

بوی گندیده ی من و مغزم

بوی گندِ گلایه در سرِ من

بوی گندِ جنین می آمد بعد،

در تو پیچیده بود پیکرِ من!!

 

 

شمیم مُرده