سلامـ بهـ بروبچـ

نوروزتونــــــــــــــ مبارکـ _______ سالـ نوتونـ پر امیدـ و نشاطــ

چطورینــ؟؟ خوشـ گذشتهـ تا حالا؟؟

یه بار اومدم پست بذارم وقتی ثبت رو زدم نت قاطی کرد و نشد

حالا اومدم بحرفم و تبریک بگم گر چه یه نموره دیر شده، ببخشین دیگه

لحظه ی تحویل سال بیدار بودین؟؟ گر چه مثل همیشه با فریاد نبود اما بعضی ویژه برنامه های تلویزیون بدک نبودن و چند تا مهمون باحال دعوت کرده بودن... راستی تا 5 دقیقه قبل سال تحویل هم مغازه ها باز بودند و اون ور خیابون ماهی قرمز هم می فروختند.. بیچاره ها .. حالا حساب کن وقتی ساعت 6 صبح بخواد سال تحویل بشه...ولی یه حس خوبیه... اصلا اون موقع کی خوابش می بره...

الان 1 سال و 4 روز از اولین پستم تو این وب گذشته... خیلی ساده و سریع

ما که این روزا 3-4 تا عروسی دعوتیم 4 شب که تازه از یکیشم باید بگذریم آخه یه زمانه

امسال که تا حالاش خوابش می چسبیده و من تا 11 می خوابم، اونم از اون خوابا

و اصلا هم فکر درس نیستم، تازه بعد این عروسی ها باید دو تا مسافرت برم یکیش با خونواده و یکیشم مجردی

خدا به دادم برسه با ریاضی ، فیزیک و اقتصاد ، دعام کنین

روزای خوشی واسه تک تک دوسی جونم(ها) آرزو می کنم، دوستون دارم

شادیهاتون غلیــــــــــــــــــــــــظ و غم ها تون پرپررررررر

 

سرود گل

با همين ديدگان اشك آلود ،
از همين روزن گشوده به دود ،
به پرستو ، به گل ، به سبزه درود !

به شكوفه ، به صبحدم ، به نسيم ،
به بهاري كه مي رسد از راه ،
چند روز دگر به ساز و سرود .

ما كه دل هاي مان زمستان است ،
ما كه خورشيدمان نمي خندد،
ما كه باغ و بهارمان پژمرد ،
ما كه پاي اميدمان فرسود ،
ما كه در پيش چشم مان رقصيد ،
اين همه دود زير چرخ كبود ،

سر راه شكوفه هاي بهار
گريه سر مي دهيم با دل شاد
گريه شوق ، با تمام وجود !

سال ها مي رود كه از اين دشت
بوي گل يا پرنده اي نگذشت

ماه، ديگر دريچه اي نگشود
مهر ، ديگر تبسمي ننمود .

اهرمن مي گذشت و هر قدمش ،
ضربه هول و مرگ و وحشت بود !
بانگ مهميزهاي آتش ريز
رقص شمشيرهاي خون آلود !

اژدها مي گذشت و نعره زنان
خشم و قهر و عتاب مي فرمود .
وز نفس هاي تند زهرآگين ،
باد ، همرنگ شعله بر مي خاست،
دود بر روي دود مي افزود .

هرگز از ياد دشت بان نرود
آنچه را اژدها فكند و ربود

اشك در چشم برگ ها نگذاشت
مرگ نيلوفران ساحل رود .

دشمني ، كرد با جهان پيوند
دوستي ، گفت با زمين بدرود ...

شايد اي خستگان وحشت دشت !
شايد اي ماندگان ظلمت شب !

در بهاري كه مي رسد از راه ،
گل خورشيد آرزوهامان ،
سر زد از لاي ابرهاي حسود .

شايد اكنون كبوتران اميد ،
بال در بال آمدند فرود ...

پيش پاي سحر بيفشان گل
سر راه صبا بسوزان عود

به پرستو ، به گل ، به سبزه درود !

فریدون مشیری

+ آسمون دلم رعد و برق می زنه

+ راستی کسایی که با گوشیشون با من در ارتباطن لطفا مجهز به خط ایرانسل فعال شوند که من بتونم در مواقع ضروری بهشون اس رایگان *150*... بدم..این یک خواهش بود...

+ چرا زود دلم می تنگه واسه دوستام؟؟