سلام من ابوذر محمودی

  فردا یکشنبه (۱۱ بهمن) میام دانشگاه

  بیکران ترین لطف رو به من می کنید  اگر شما هم بیاید وهمدیگر رو ببینیم

 شعر زیر رو به خاطر همه دانشجویان کامپیوتر صفاشهر انتخاب کردم وبا نهایت خاکساری به شما تقدیم میکنم

سمن بويان غبار غم چو بنشينند بنشانند   پری رويان قرار از دل چو بستيزند بستانند

به فتراک جفا دل‌ها چو بربندند بربندند      ز زلف عنبرين جان‌ها چو بگشايند بفشانند

سرشک گوشه گيران را چو دريابند در يابند    رخ مهر از سحرخيزان نگردانند اگر دانند

ز چشمم لعل رمانی چو می‌خندند می‌بارند    ز رويم راز پنهانی چو می‌بينند می‌خوانند

چو منصور از مراد آنان که بردارند بر دارند    که با اين درد اگر دربند درمانند درمانند

در اين حضرت چو مشتاقان نياز آرند نازآرند    بدين درگاه حافظ را چو می‌خوانند می‌رانند