سلام به همگی
من یکشنبه (۱۱ بهمن) همین هفته دارم میام دانشگاه خوشحال میشم ببینمتون
پری رويان قرار از دل چو بستيزند بستانند
سمن بويان غبار غم چو بنشينند بنشانند
ز زلف عنبرين جانها چو بگشايند بفشانند
به فتراک جفا دلها چو بربندند بربندند
نهال شوق در خاطر چو برخيزند بنشانند
به عمری يک نفس با ما چو بنشينند برخيزند
رخ مهر از سحرخيزان نگردانند اگر دانند
سرشک گوشه گيران را چو دريابند در يابند
ز رويم راز پنهانی چو میبينند میخوانند
ز چشمم لعل رمانی چو میخندند میبارند
ز فکر آنان که در تدبير درمانند در مانند
دوای درد عاشق را کسی کو سهل پندارد
بدين درگاه حافظ را چو میخوانند میرانند
چو منصور از مراد آنان که بردارند بر دارند
که با اين درد اگر دربند درمانند درمانند
در اين حضرت چو مشتاقان نياز آرند ناز آرند