چقدر برف سرد است تا صدایت نیست

چه قدر شب شده انگار جای پایت نیست!!!!

درخت من که در آغوش برف خوابیدی

به غیر لانه ی خالی که لا به لایت نیست!؟

بهار من همه ی فصلها زمستان است

وجز سکوت نتی روی شاخه هایت نیست

چه دور مسخره ای. میروند ومیآیند

در این میانه کسی صادق هدایت نیست

توبیست بودی اگر.....نیستی.اگرهستی

به غیر صفر چرا نمره ی هوایت نیست

ذوباره آلبوم تو-عکسهای بی لبخند-

دوحبه قند لب استکان چایت نیست

توقد بلندتر از حرفهای این هایی

همین که از تونوشتند ماجرایت نیست

تو از کجای بلندا نگاه کردی که-

هنوز حرف کسی روی حرفهایت نیست

چه خوب شد که تو از خواب این جهان رفتی

سفر به خیر...بدان مرگ انتهایت نیست.

سلام قاصدک عزیزم خوش آمدی دوباره وپایدار باشی

امیدوارم شاد باشید