زن؟مرد؟
مقام زن در اسلام چنان است كه در قرآن كريم سومين سوره مفصل به نام "النساء" ناميده شده است و در ده سوره ديگر مسائلی مربوط به حقوق و منزلت
زنان است و همه جا در خطابات عام آنان مورد خطابند و همچنين از بسياری از مفاهيم قرآن می توان نكات مهمی را در اين رابطه استنباط كرد و
می توان اين ادعای دروغ را كه اسلام برای زن ارزشی قائل نيست بدينوسيله بطور كلی منتفی دانست .
اسلام زن را بعنوان مسئله مهم زندگی و متمم حيات انسانی در مسائل اجتماعی ، اخلاقی و قانونی خود جا داده و او را به عنوان عضو موثر جامعه دانسته است .
پيامبر اكرم صلوات الله عليه و اله آنگاه كه از زنان بيعت گرفت به آنان اعلام كرد شما از عناصر اصلی اجتماع و اركان بنيادی جامعه هستيد و
برای حفظ و سلامت آن بايد به ميزان سهم خود از آن پاسداری نمائيد .
يا ايها النبی اذا جاءك المومنات يبايعنك ....
ای پيامبر اگر زنان مومنه آمدند تا با تو بيعت كنند ، (اينكه) با خداوند شريك نگيرند و دزدی نكنند ، و زنا نكنند ، و فرزندان خود را نكشند (سقط جنين نكنند ) و تهمتی نسازند
، از آنچه ميان دست و پای ايشان است ( فرزند غير را به شوی خود نسبت ندهند ) و در نيكوكاری ها از تو پيروی كنند ، با ايشان بيعت كن و برای ايشان از
خداوند آمرزش خواه ، بدرستی كه خداوند آمرزنده و مهربان است . سوره ممتحنه آيه 12
زن بعنوان موجودی زيبا ، ظريف ، مستقل ، آرامی بخش ، با تقدس دختری ، همسری ، خواهری و مادری در مسير تكامل جامعه است و تا ارزش خود را
نشناسد و يا جامعه از موهبت او محروم باشد، انحطاط قطعی آن جامعه را بدنبال خواهد داشت .
و الله جعل لكم من انفسكم ازواجا و جعل لكم من ازواجكم بنين و حفده و رزقكم من الطيبات افبالباطل يؤمنون و بنعمت الله يكفرون سوره نحل آيه 27
بسياری از تكاليف مشخص شده برای زنان و مردان يكسان بوده و تفاوت های موجود مربوط به نقش ، ظرفيت و لياقت هريك بوده و حقوق آنان نيز
بر اين اساس معين شده است .
يا ايها الناس اتقوا ربكم الذی خلقكم من نفس واحده و خلق منها زوجها و بثّ منهما رجالا كثيرا و نساء و اتقوا الله الذی تسائلون به و الارحام ان الله كان عليكم رقيبا - نساء آيه 1
در بعضی از آيات قرآن می توان به برتری زن بر مرد استنباط نمود كه اين امر وظايف آنان را نسبت به جامعه سنگين تر می نمايد.
اذ قالت امرأه عمران رب انی نذرت لك ما فی بطنی محررا فتقبل منی انك انت السميع العليم * فلما و ضعتها قالت رب انی وضعته انثی و الله اعلم بما وضعت و ليس الذكر كالانثی و انی سميتها مريم و انی اعيذها بك و ذريتها من الشيطان الرجيم - آل عمران آيات 35 و 36
در ادامه اين گفتگو خداوندد می فرمايد : فتقبلها ربها بقبول حسن و انبتها نباتا حسنا ....
در آيه فوق ( ليس الذكر كالانثی ) به برتری زن بر مرد اشاره دارد كه از نظر قرب و نزديكی او به بارگاه لطف و احسان پروردگار عالم است .
اما در مورد اختلافات حقوقی زن و مرد دلايل متعددی ذكر شده كه از جمله آن روايت زير است :
از امام محمد باقر عليه السلام پرسيدند چرا زن ضعيف و مسكين يك سهم از ارث می برد و مرد دو سهم ؟
حضرت فرمودند : زيرا بر زن جهاد و نفقه و خونبها نيست و اينها همه بر عهده مرد است
حق هر كس بايد متناسب با توجه به مسئوليت و نقش او در جامعه تعيين شود و جامعه ای كه زن را به تلاش برای كسب در آمد
چون مردان از خانه به بيرون كشانده ، سِمَت مادری و زن بودن و نقش های اساسی تربيتی و مديريتی او را ناديده بگيرد ، اجتماع كامل و ايده آلی نيست .
اسلام برای اين نقش اهميت فوق العاده ای قائل شده و جنبه های معنوی تربيتی را عمدتا به او سپرده است .
و وصينا الانسان بوالديه احسانا حملته امه كرها و وضعته كرها و حمله و فصاله ثلثون شهرا حتی اذا بلغ اشده و بلغ اربعين سنه قال رب اوزعنی ان اشكر نعمتك التی انعمت علی و علی والدی و ان اعمل صالحا ترضيه و اصلـــح لی فی ذريتـی انی تبت اليك و انی من المسلمين - احقاف آيه 15
امام رضا عليه السلام می فرمايند :
"و بدان حق مادر ، لازم ترين حقوق و واجب ترين آنهاست زيرا او باری را برداشته كه هيچ كس بر نمی دارد و فرزند را حفظ كرد ،
با گوش و چشم و ساير اندامها ، در حالی كه به اين كار شاد و خوشرو بود ، با همه دشواريهايی كه هيچ كس بر آن تاب و و شكيبائی ندارد فرزند خود را حمل كرد ،
راضی شد كه خود گرسنه بماند و او سير شود ، و خود تشنه بماند و او سيراب گردد ، و خود برهنه بماند و اورا بپوشاند و خود در آفتاب بماند و او را سايه دهد ،
پس بايد شكر از او و نيكوئی به او ، به اين اندازه باشد ، هر چند طاقت ادای كمترين حق او را نداريد ، مگر به ياری خداوند "
وجوه اختلافات حقوقی بين زن و مرد بواسطه شرايط روحی و تكوينی او و در راستای نقش او در جامعه است و اين به معنای بها ندادن و كم ارزش قلمداد كردن او نيست .
چنانچه خداوند متعال در ضمن بر شمردن دعاها متقين دعا در باره همسر را در صدر آنها قرار داده است
و الذين يقولون ربنا هب لنا من ازواجنا و ذرياتنا قره اعين و اجعلنا للمتقين اماما - فرقان 75
هر كس متناسب با شرايط خلقت خود از خزانه بی پايان الهی بهره ای دارد كه بايد از فضل و احسان خداوند آنرا جستجو كند و تمنای بی جا نيز نداشته باشد و
مرد و زن هر كدام وظايف محوله را از نظر فردی و اجتماعی ايفا نمايند .
و لهن مثل الذی عليهن بالمعروف و للرجال عليهن درجه و الله عزيز حكيم _ بقره آيه 228
در اسلام هیچ یک از زنان و مردان و قبایل و طوائف و نژادها بر دیگران برتری ندارند، مگر به پرهیزکاری و تقوای الهی. "یا أیها الناس انا خلقناکم من ذکر و أنثی... ان اکرمکم عند الله أتقیکم(1)؛ ای مردم، ما شما را از مرد و زنی آفریدیم، و شما را ملت و قبیله قبیله گردانیدیم تا با یکدیگر شناسائی متقابل حاصل کنید. در حقیقت ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شما است".
یعنی در کمالات انسانی و کسب فضایل مانند کسب دانش و معرفت و ارزش و شخصیت انسانی و رسیدن به مراتب کمال انسانی و... میباشد، با هم برابر بوده و هیچ کدام بر دیگری برتری ندارد.
اما معنای سخن چنین نیست که همه انسانها در همه شرایط و وظایف و مسئولیتها برابر باشند. این را هیچ خردمندی نمیپذیرد.
جامعه بشری یک نظام اندام واره و ارگانیکی است، که هر یک از اعضا و جوارح مسؤلیتی دارد که دیگری آن را ندارد، مانند این که: مغز وظیفهاش مدیریت و صدور فرمان است. قلب مسئولیتش پمپاژ خون و رساندن اکسیژن به تمامی سلولهای بدن است. چشم وظیفه دارد از امور مادی عکس برداری کند و آن را به شبکه عصب بسپارد و تارهای عصبی آن را به مغز منتقل کند. همین طور هر یک از اعضا و اندام وظیفهای دارد که با وظایف دیگر اندامها متفاوت است. در اجتماع بشری نیز وضع بدین منوال است، بلکه در کل جهان طبیعت چنین است.
جهان چون چشم و خط و خال و ابروست
که هر چیزش به جای خویش نیکوست
برای استمرار حیات اجتماعی میبایست یکی طبیب باشد و دیگری نانوا و سومی کشاورز. انسانها متفاوت آفریده شدهاند تا مسئولیتها و وظایف بین مردم تقسیم شود. امام علی(ع) فرمود: "لا یزال الناس بخیر ما تفاوتوا فاذا استووا هلکوا؛(2) مردم تا وقتی که از تفاوتها بهره مندند، مشمول خیر و رحمت الهی قرار میگیرند. اگر تفاوت نباشد، هلاک میگردند."
بنابراین با وجود تفاوتهای موجود در افراد اجتماع، یکی مسئولیت مدیریت اجتماع را برعهده میگیرد، یکی کشاورز میشود و.... اجتماع چون میبایست نظم داشته باشد و از هرج و مرج جلوگیری شود، مدیر لازم دارد.
خانواده کوچکترین هسته جامعه بشری است. در این اجتماع کوچک نیز میبایست وظایف و مسئولیتهاتقسیم و مشخص شود. یکی مدیریت و مسئولیت اداره آن را میبایست در دست بگیرد.
در دنیای امروز این سخن پذیرفته شده است که اگر هیأتی (حتی هیأت دو نفره) مأمور انجام کاری شود، حتماً باید یکی از آن دو رئیس و مدیر و دیگری معاون یا عضو باشد وگرنه هرج و مرج پیدا میشود، یعنی باید در هر تشکل و اجتماعی اگر چه محدود، یکی از آنها مدیریت کند. حال در خانواده مدیر مرد باشد یا زن؟ باید مسئولیتها منطبق با نظام تکوینی و سازگار با آفرینش زن و مرد باشد. اسلام میگوید این مسئولیت منطبق با آفرینش مرد است و مدیر خانه مرد و زن معاون او باشد. (الرجال قوامون علی النساء...)(3)
اشتباه نشود و از این سخن استبداد و ظلم مردان بر زنان برداشت نگردد، بلکه مراد این است که این اجتماع کوچک با داشتن یک نفر به عنوان مدیر و مسئول، کارهایش به خوبی بچرخد و همه از آن نفع ببرند.
ممکن است بپرسید چرا این مسئولیت را اسلام برعهده زن قرار نداده است. در پاسخ میگوییم: همان گونه که در بالا اشاره شد، این مسئولیت همگام با خلقت و فطرت زن و مرد است.
توضیح: زن و مرد اگر چه در انسانیت تفاوتی ندارند، ولی از نظر امور جسمانی (اعضا و جوارح)، احساسات و عواطف و تمایلات و اخلاق و فعالیتهای مغزی تفاوت هایی دارند.
از نظر توان بازو و رشد عضلات، توان زن به پای مردان نمیرسد. در این تردیدی نیست که به تناسب تفاوت در آفرینش این دو، معمولاً کارهایی را که نیازمند به نیروی بازو و قدرت بدنی باشد، مردان انجام میدهند. و کارهای سبک و پرظرافت را زنان.
از نظر احساسات، عواطف و تمایلات بنا به گفته روانشناسان، "محبت"، "رفتار انفعالی"، "رفتار عاطفی" و "حمایت کننده" از ویژگیها و رفتار زنانه، در مقابل، "پرخاشگری"، "استقلال"، "رقابت" "سلطه" و "حاکمیت" از ویژگیها و رفتار و مردانه است.(4)
به مقتضای تفاوت در آفرینش و تکوین، تشریع و مسئولیتهای اجتماعی مختلف میشود. زن با تکیه به شوهرش و رفتار انفعالی در برابر شوهر (اطاعت از وی) به آرامش میرسد. اما مرد میخواهد با استقلال و حاکمیت و اتکای همسر به او، به آرامش برسد.
این سخن همان "الرجال قوامون علی النساء" است، یعنی مرد باید مسئول خانواده باشد.
به تناسب همین مسئولیت اسلام میگوید: مرد وظیفه دارد هزینه خانواده را تأمین کند.
قرار دادن مسئولیت تأمین مخارج خانواده بر دوش مردان امری طبیعی است و از این که به نفع زنان است و باری بر دوش مردان وضع شده است، کسی اعتراض نمیکند، چون این حکم به مقتضای طبیعت است و در آفرینش ریشه دارد. نیز قراردادن وظیفه سنگین و طاقتفرسای جهاد و خدمت سربازی، بر دوش مردان امری طبیعی است و از این که این قانون به نفع زنان است و آنان را از این کار طاقت فرسا معاف داشته است، اعتراضی نیست.
قرآن در آیه 34 سوره نساء بعد از بیان مسئولیت مردان در خانواده به دو نیروی مذکور (توانایی بدنی و نفقه) اشاره کرده است. (5)
اگر یکی از احکام اسلامی مورد پسند ما نشد، میبایست آن را در کنار دیگر مسائل اسلامی قرار داد و با توجه به همه جوانب داوری نمود. در امور خانوادگی، مسئولیتهای زنان و مردان را میبایست کنار هم قرار داد و قضاوت نمود. همان گونه که اسلام تکالیفی برعهده مردان قرار میدهد که برعهده زنان قرار نمیدهد، مانند نفقه، مهریه، دیه عاقله، جهاد و سربازی و... تکالیفی هم برعهده زنان قرار میدهد که برعهده مردان نیست.
این دو قسم را در مجموع باید سنجید و قضاوت نمود.
------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پینوشتها:
1 - حجرات (49) آیه 13.
2 - مجلسی، بحارالانوار، ج 74، ص 383.
3 - نساء (4)، آیه 34.
4 - روانشناسی رشد، ج 1، ص 330.
5 - محمد تقی مدرسی، تفسیر هدایت، ج 2، ص 68 - 69.
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۱۱/۱۱ ساعت 23:29 توسط mojtaba