سلام خدمت مهندسين ومهندسات

عارفه هستم از خطه مابين شهرستان آباده واقليد ازورودي 86  رشته كامپيوتر. چون هرچيز پايان يافتني است جزء وجود عزلي وعشق به او اگرروزي روزگاري ازاين خطه وبلاگ خداحافظي كردم اميدواريم با خاطرات خوش برويم....

خيلي وقت پيش ميخواستم عضو اين خطه بشم اما دلايلي مانع از اين كار مي شد :

الف – مي خواستم وبلاگ رو خوب بشناسم تا با محيطش آشنابشم

ب- حداكثر بچه ها برام ناشناخته بودن وتا حدودي  هنوزهستن

ج – از اونجايي كه اكثر دانشجويان توامتحانها دوست دارن با هر چيز جزء درس خوندن خود را سر گرم كنند.

د- همه موارد

پا به وبلاگ گذاشتم كه user  and password  را تا مطالبه كردم ديدم  لشكري از درس برما بينوا هجوم آورده.

واما چند نكته،:

فكر مي كردم بيام به وبلاگ مطالبي رو ياد مي گيرم بحث هايي كه انسان

را پخته ترميكنه( refernce  = go to  up the web ). اما ديدم  حرفهاي خيلي ها مبهم ومسئله برانگيزه كه به نظرمن اگه همين جوري پيش بره معلوم نيست به كدوم ناكجا آباد ميره!!!!!!! اما من با اينكه دو مرتبه تونظرات بيشتر به وب سر نزدم دلايل كارهامو يك حدودي بالا گفتم يك مقدارشو الان ميگم :

اولش اينه كه من جراًت كرديم نظر داديم  به خاطر اين بودكه :

 بين ورودي 85 آقاي نجفي رادركلاس رياضيات مهندسي مي شناختم. (اشاره دارد به روزي كه رئيس پيام نور از استان  تشريف فرما شده بودن ) اين شد كه ازشون سوالاتي پرسيدم.البته فقط بقیه را اسم مبارکشان را شنیدم.وسعادت دیدار را نداشتیم.

سوالاتي كه پرسيدم براشون دليل دارم :

فوتبال دوست ندارم اما فقط بكام ورونالدو روخوب مي شناسم. (مثل اكثر خانوما...خواهش تشويق نفرمايين خانوما )2- ديدم همه از پرادو وپول صحبت ميكنن اما هيچ تعريفي از فقر نميكنن...(گرچه فقرهم يه نوع داشتنه ) 3- ميخواستم ازتون بپرسم نظرتون درمورد دختر12 ساله اي كه به خاطراينكه پدرشوازدست داده مجبور بود كاركنه تامادر مريضشو خوب كنه چيه ؟اما در يك كلمه گفتم يتيم....(اينوهمون روز توتلويزيون نگاه كردم  وياد ترانه چراغ قرمز از ... افتادم).و غيره ...

واما سوالات مبهمي كه شما فرمودين البته از نظر خودم مبهم نبود سوال كلي بود اما ماشاا... همه سرشون به كل كل  زدن و... بود كسي وقت نكرد حتي بهش اشاره كنه ؟

تويه باب  نهج البلاغه در مورد حق لسان خود بر ديگران ولسان ديگران بر خود نكاتي رو خوندم كه فهميدم حين اينكه ما فكر مي كنيم درست فكر مي كنيم نه تنها اينكه اشتباه فكر مي كنيم بلكه با آبروي ديگران بازي مي كنيم.در آن باب حضرت فرمودند كه «چقدر به ديگران فرصت حرف زدن ميدهيم بدون اينكه  صداي آن شخص بلرزه ويا عرق حقارت ير پيشانيش جمع شود».

در تفسير آن باب خوندم كه منظور امام « تنها » همان والي وحاكم  نيست بلكه شامل عموم مردم مي شود.

من  خودم هم از اين افراد استثناء نيستم اما چه خوبه اين  سوال حضرت را روزي چند مرتبه

 تكراركنيم . شايد ديگه اون موقه از يك شخصي كه توذهنمون متهم ساختيم وگناهكار

 دلايل كارهاشو حتي طرز زندگيشوبهتر متوجه شوييم .

من در مقامي نيستم شما سروران را نصحيت كنم .اميدوارم براي شما آقاي نجفي وديگران شفاف سازي شده باشه ... امیدوارم دیگه سخنان مبهم شماها نذارین...

اينهارو گفتم كه چون من شخصا درمورد مسائل مبهم مخالفم (كل اگر طبيب بودي سرخود دوانمودي اين كل منظورش همه  هست كه مبهم سازي ميكنن )

مدیر وبلگ میشه لط کنن در مورد توطئه توضیح بدهند؟

  افرادي كه از وجود اسم مستعاردر وبلاگ اگرناراحتن،به جرات ميگم كه اگه ناراحتن اين پست آخرين پست عارفه است. ناراحت نميشم با یک پست بساطموببندم برم ....همانطور كه ديگه از قاصدك و تنهاو ... خبري نيست.

حق نگهدارتون