من و سارا
سلام مجدد . ببخشید من اینقدر پست میذارم. راستش من خیلی اهل نظر دادن نیستم . اول میام همه نظرات و پستهارو میخونم و بعد در جواب همه و در ادامه حرفای بقیه یه پست میذارم وبلاگ . فک کنم اینطوری وبلاگ فعال تر بنظر میرسه ( برعکس مصطفی آقامیری که فقط نظر میدن ).
حاجی جونم ، یه دونه ی من ، چی شده بابا؟ اتفاقی افتاده ؟ بگو عزیز من شاید کمکی از ما ساخته باشه !!!
محمد امین برزگر عزیز ، شماهم خوب نشونی میدیا!!! انگار همه میشناسنت وروجک الا من ( البته به گفته ی خودت من و مجتبی دیدیمت ) جای شکرش باقیست .
بابا ایول به همگی .همه یه پا شاعرن ما خبر نداریم . دروغ نگم اما از بین همه شعرا شعر فریدون مشیری با خط امین برزگر محشر بود . البته نمیشه به شعر فروغ مجتبی اشاره نکرد . یه چیز جالب ، فکر هرکسی رو میکردم که شعر بنویسه الا محمد مرتضوی . دادا کارت درست !!! بیستی به خدا!!!
آقایون خانمها من شعرای همتون رو کپی برداری کردم تا بذارم وبلاگ خودم اما منت سر همتون میذارم و میگم که دارم بهتون حال میدم و با نام خودتون اینکارو میکنم .
من توی وبم یه شعر با نام مریم از یکی از دوستای اینترنتیم بنام مریم گذاشتم . دیشب دوست دیگم نظر دادن و گفتن چقدر شعر در مورد مریم مینویسن این شاعرای ما ؟ مگه اسم کمه آخه ؟؟ بعدم چون اسم خودش سارا بود یه شعر برام فرستاده که سارا توش بکار رفته . البته من بخاطر اینکه این شعر خیلی جالب بود میذارمش وبلاگ . وگرنه سارا و مریم و نرگس و نسترن و ناهید و شقایق و سحر و . . . همشون سرو ته یه کرباسن . ( ماشالا نگاه لنگه دمپایی کن داره میاد طرف من . خانمهای وبلاگ ممنون از این همه توجه .)
البته این شعر از الفاظ عربی نیز استفاده کرده پس باید کاملا به اعراب و علایم توجه کنید و بخونید تا موزون باشه .
خواهشا نظرتون رو در مورد شعر بگین.
پیشنمازقبلهاآمد درست زیر شبستان گل نشست
در بین آن جماعت مغرور شب پرست
یک تکه آفتاب نه یک تکه از بهشت
حالا درست پشت سر من نشسته است
این بیت مطلع غزلی عاشقانه نیست
این سومین ردیف نمازی خیالی است
گلدستهی اذان و من و های های های
الله اکبرو انا فی کُل وادِ... مست
سُبحان مَن یُمیت و یُحیی و لا اِله
اِلا هُوَ الَّذی اَخَذ الْعَهْدُ فی اَلَست
یک پرده باز پشت همین بیت میکشم
او ، فکر میکنیم در بنِ پرده مانده است
سارا سلام.... اَشهَد اَنْ لا اِلا تو
با چشمهای سرمهای اَنْ لا اِله ...مست
دل میبری که..... حَی علی..... های های های
هر جا که هست پرتوی روی حبیب هست
بالا بلند! عقد تو را با لبان من
آن شب مگر فرشتهای از آسمان نبست
باران جل جل شب خرداد توی پارک
مهرت همان شب.... اَشهد اَن.... بردلم نشست
آن شب کبو....(کبو).... کبوتری از بامتان پرید
نم نم . . .( نما) . . نماز تو در بغض من شکست
سُبحانَ مَنْ یُمیتُ و یُحیی و لا اِله
الا هُوَالّذی اَخَذَ الْعَهْدُ فی الست
سُبحان رب هر چه دلم را زمن برید
سبحان رب هر چه دلم را زمن گسست
سُبحان رَبی الْـ... من و سارا ....بحمده
سُبحانَ رَبی الْـ.... من و سارا دلش شکست
سُبْحان رَبی اَلْـ.... من و سارا به هم رسیم
سبحان ، تا به کی من و او دست روی دست
زخمم دوباره واشد و اِیاک نَستعین
تا اِهدناالـ....سرای تو راهی نمانده است
مغضوب این جماعت پُر های و هو شدم
افتادم از بهشت از این ارتفاع پست
یک پرده باز بین من و او کشیدهاند
سارا گمانم آن طرف پرده مانده است...
شعر از : محمد حسین بهرامیان