سلام خدمت دوستان .

من اول به خانمها سلیمانی و عمادی خوش آمد میگم .

و اما بعد : چون گفتیم از خودمون بگیم توی وب من بگم که :

بنده خیلی عادت به نویسندگی دارم . از بچگی بهترین کلاس انشا بوده . از اون موقع یه عادت داشتم که حتی تا این ترم آخری ها هم نتونستم ترکش کنم . اونم اینه که من همیشه وقتی امتحان میگرفتن ازمون من بعد از جواب دادن آخر برگه برای معلم یا استاد یه نامه مینوشتم . حالا این نامه بستگی به استاد ، امتحان و نمره ی تقریبیم داشت .

توی دانشگاه که نه اما سالایی که دبیرستان بودم چند تن از معلما از این کارم خوششون میومد و میگفتن وقتی آدم داره زیر فشار تصحیح اوراق کمر خم میکنه ، یهو یه نوشته میبینه . میخونه و میگذره . اما مثل یه زنگ تفریحه ، مثل یه استراحت چند دقیقه ای وسط یه کلاس سخت . اونا تشویقم میکردن منم که مینوشتم . دانشگاه سعی میکردم اینکارو نکنم . اما نمیشد همیشه .

در کل کسی از اساتید از اینکار خوششون نیومده بود .