ستاره من
تو حضور مبهم پنجره ها
روبروم دیوارای آجریه
خورشید روشن فردا مال تو
سهم من شبای خاکستریه
توی این دلواپسی های مدام
جز ترانه های زخمی چی دارم؟
وقتی حتی تو برام غریبه ای
سر رو شونه های بارون می زارم
اسم تو برای من مقدسه
تا نفس تو سینه پر پر می زنه
باورم کن که فقط باور تو
می تونه قفل قفس رو بشکنه
منم و یه آسمون بیدریغ
منم و یه کوره راه ناگزیر
ای ستاره ی شبای مشرقی
پر پرواز منو ازم نگیر
اسم تو برای من مقدسه
تا نفس تو سینه پر پر می زنه
باورم کن که فقط باور تو
می تونه قفل قفس رو بشکنه
منم و یه آسمون بیدریغ
منم و یه کوره راه ناگزیر
ای ستاره ی شبای مشرقی
پر پرواز منو ازم نگیر
+ نوشته شده در ۱۳۹۳/۱۱/۲۲ ساعت 19:13 توسط
|