یا الله . . .
السلام علیک یا اهل الوبلاگ
حاجی بچه پررو خودتی
( وقتی کودتا کردم گذاشتمت کنار میفهمی که نباس با من کل کل کنی )
خانم اسدی شرمنده من چون با احساسات دوستان آشنایی قبلی ندارم ترجیح میدم بگم شوخی کردم شاید که پی ببرند به نیت اینجانب و از دست حقیر دلخور نشوند و ما را به رگبار دریوری نبندند که ما طاقت اینها را نداریم . سو تفاهم ها بر شانه امان سنگینی میکند . لیک بگذارید ما احتیات ( نه احتیاط ) را مبذول داریم .
(خودمم نفهمیدم چی نوشتم )
در کل قاصدک خانم این حاج مجتبی و امین برزگر منو اخوال کردند که شما خودتون رو معرفی کنید وگرنه من چیکارم . این رئوف بی چاره هم فکر میکنه من قاصدکم و با نام مستعار اومدم.
( آخه منم یکم شیطنت بازی میکردم تا تشدید دهم این ذن را )
استاد محمودی عزیز پنجشنبه به همت مهندسی اینترنت دانشگاهیم .این هفته سعادت داشتم میبینمتون . هستین که . . . ؟ ؟؟؟
(البته دیگه کافی شاپ نماییم . بسته شد رفت پی کارش . . .)
شعر زیر از معین تقدیم به هوادار معین رئوف جانم - پر پروازم - نگارم - نازنینم - عشقم - نفسم
( بچه ها رئوفو چه بادی کرد . الاناست بترکه )
ازجدا شدن نوشتی روتن زخمی هر برگ
گریه کردمو نوشتم نازنینم یا تو یا من
به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار
تو با خنده ای نوشتی هم قفس خدا نگهدار
بنویس مهلت موندن یه نفس بود
سهم من از همه دنیا یه قفس بود
بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم
سر رو شونه هات نذاشتم مثله دستات سرد سردم
من که تو بن بست غربت زخمی از آوار پائیز
فکر چشمای تو بودم با دلی از گریه لبریز
شب عاشقونه من که حروم شد
مهلت بودن با تو که تموم شد
ندونستم با از تو می گذشتم
وقتی از غربت چشمات می نوشتم
بنویس مهلت موندن یه نفس بود
سهم من از همه دنیا یه قفس بود
بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم
سر رو شونه هات نذاشتم مثله دستات سرد سردم
ازجدا شدن نوشتی روتن زخمی هر برگ
گریه کردمو نوشتم نازنینم یا تو یا من
به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار
تو با خنده ای نوشتی هم قفس خدا نگهدار
بنویس مهلت موندن یه نفس بود
سهم من از همه دنیا یه قفس بود
بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم
سر رو شونه هات نذاشتم مثله دستات سرد سردم
بنویس مهلت موندن یه نفس بود
سهم من از همه دنیا یه قفس بود
بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم
سر رو شونه هات نذاشتم مثله دستات سرد سردم