شیطان . . .
شيطان اندازه يک حبّه قند است
گاهي مي افتد توي فنجانِ دلِ ما
حل مي شود آرام آرام
بي آنکه اصلا" ما بفهميم
و روحمان سر مي کشد آن را
آن چاي شيرين را
شيطان زهرآگين ِديرين را
آن وقت او خون مي شود در خانه تن
مي چرخد و مي گردد و مي ماند آنجا
او مي شود من...
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۲/۲۵ ساعت 0:20 توسط ღaminღ
|