خدا در روستای ما کشاورز است
خدا در روستای ماست
خدا در روستای ما کشاورز است
خدا را دیدم با کارگرها مهر را می کاشت
ایمان را درو می کرد
خدا روی چمن ها می دمید و
می دوید روی شالیزار
خدا در روستای ماست
خدا با کدخدای روستای ما برادر نیست
خدا از آبشار کوههای روستا جاریست
خدا در روستای ما کشاورز است
کنار چشمه ی پاکی
من او را دیده ام با دستهای ساده و خاکی
خدا هم همچون دیگر مردمان روستا از کدخدا شاکی
خدا هم بغضهایش را تهی میکرد
روی کشتزار روستای ما
خدا در روستای ماست
خدا در روستای ما کشاورز است
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۱/۰۷ ساعت 9:40 توسط ღraoofღ
|