يكي نيست به اين شيعيان بگويد: شما ديگر چرا!؟                                                                          

شما هم مي خواهيد با شيطان برويد؟ شما هم مي خواهيد شيطاني را كه تمام دنيا لشكر او شده اند ياري كنيد و امام زمانتان را غريب و تنها مانده فراموش كنيد؟

غيرت شما كجا رفت؟ آيا فكر مي كنيد چون هوا تاريك است و امام حسين (عليه السلام) شمع ها را خاموش كرده اند و سر را به زير عبا برده اند تا رفتني ها بروند، ديگر كسي از رفتن شما با خبر نمي شود؟

مگر مسلمان نيستي؟ و آرزوهايت اين نيست كه اي كاش در زمان پيامبر(صلي الله عليه و آله) مي بودم و در فتح مكه در كنار علي (عليه السلام) بت ها را در هم مي شكستم. پس چرا اكنون بت جهل و ناداني و غفلت خود را نمي شكني؟

مگر آرزويت نبود كه در مدينه مي بودي و از حريم فاطمه(سلام الله عليه) دفاع مي كردي و نمي گذاشتي احدي به آن نور ديده بي ادبي كند.پس چرا اكنون خودت در حريم مادرت ادب را رعايت نمي كني و با گناه خويش به روي مادر خويش سيلي مي زني؟

مگر آرزو نداري كه اي كاش در كنار امام حسن(عليه السلام) مي بودي و نمي گذاشتي آن حضرت اين همه غريب و تنها شوند پس چرا  هم اكنون براي غريبي و تنهايي مولايت كاري نمي كني؟

مگر هم اكنون زير پرچم امام حسين(عليه السلام) به سر و سينه نمي زني و آرزويت اين نيست كه اي كاش من در كربلا بودم و به نداي امام حسين(عليه السلام) لبيك مي گفتم. پس چرا هم اكنون صداي " هل من ناصر ينصرني " امام زمانت را نمي شنوي؟

او با اينكه عزيزترين عزيزان است اما در عين حال غريب ترين غريبان است. ما كه شيعه او هستيم و خود را محب او مي دانيم چقدر از وقت خود را براي بالا بردن معرفت خود نسبت به امام زمانمان اختصاص داده ايم. از كسب معرفت گذشته، چقدر با امام زمانمان مانوس شده ايم ؟ چقدر وجود او را باور داريم؟ اعمال ما تا چه اندازه مورد رضايت آن حضرت است؟

اي واي از اين همه حواس پرتي ! اي واي از اين همه بي محبتي ! اي داد از اين همه غفلت و فراموشي !

آيا براي اين همه غفلت پاسخي يافت مي شود؟