قفسم را مشکن
قفسم را مشکن
تو مکن آزادم
گر رهایم سازی ، به خدا خواهم مرد
من به زنجیر تو عادت کردم
بارها در پی این فکر که در قلب توام
با تو احساس سعادت کردم
تو محبت کن و بگذار تا عمری هست
من بمانم چو اسیری به حریم قفست !!
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۲/۰۲ ساعت 15:4 توسط ღaminღ
|