جوابهای داغ صندلی داغ 



ادامه مطلب
تاريخ : 93/04/26 | 18:21 | نویسنده : ღzahraღ |

 

 

 

مهمان این هفته صندلی داغ  خانم سلیمانی

لطفا سوالات خود را از ایشان بپرسید


موضوعات مرتبط: ღmojtabaღ ، صندلی داغ

تاريخ : 93/04/26 | 14:22 | نویسنده : الابراهیمی |
fu2082 یک شعر زیبا و طنز به مناسبت عید فطر

 قربان هلالت بروم ای مه شوال
 آورده ام از فرط خوشی در دو سه تا بال

سی روز به امید وصالت سپری شد
 خم شد کمرم در رمضان همچو یکی دال

گرچه رمضان نیست فراتر زسه ده روز
 از بهر من این ماه بُود بیشتر از سال

افطار و سحر گرچه خودم را خفه کردم
اما وسط روز شدم ضایع و بیحال

لاغر شدم و زرد مثال نی قلیان
 رخسار من اکنون شده چون خربزۀ کال

یک چیز مرا مایه امید و توان بود
آن عید سعیدی که رسد باز به هر حال

ممنونتم ای ماه شب اول شوال
 در آمدنت چون که نفرموده ای اهمال

زیبا تری ای ماه هلالی تو برایم
از ماه شب چارده آن بدرک رمّال

در فطر ببین باز چه سوری بچرانم
هرچند شود این حرکت باعث اسهال

« جاوید» از این روی بُود شاد در این روز
چون باز شکم در جلو واوست به دنبال


موضوعات مرتبط: ღmojtabaღ

تاريخ : 93/05/07 | 19:16 | نویسنده : الابراهیمی |
در شرق چین در شهر ژجیانگ یک کامیون باری حامل چند خودرو گران قیمت پورشه با یک دستگاه سواری برخورد کرد که سبب واژگون شدن کامیون شد.
 
در این کامیون همچنین ماشین‌های گران قیمت دیگری از جمله بنز و BMW هم بود.

 

واژگونی کامیون حامل پورشه



تاريخ : 93/05/06 | 0:2 | نویسنده : ღmohammadღ |
نامه یک معتاد برای امام رضا (ع)!



تاريخ : 93/05/05 | 17:43 | نویسنده : ღmohammadღ |
بوگاتی از جنس طلا !!



تاريخ : 93/05/05 | 17:42 | نویسنده : ღmohammadღ |
مردم غزه به کدامین گناه کشته میشوند؟؟؟؟



تاريخ : 93/05/05 | 1:45 | نویسنده : ღmohammadღ |
از زندگی آموختم که هیچ چیز از هیچ کس بعید نیست

آموختم از انسانها بت نسازم

آموختم کم آوردن قسمتی از زندگیست

آموختم گاهی از زیادی نزدیک شده میسوزی

آموختم گاهی برای بودن باید محو شد

آموختم گاهی یک کلمه پتک است بر تمام وجود من



تاريخ : 93/05/02 | 12:16 | نویسنده : خانم حیدری |
گاهی اشتباهمان در زندگی این است

که به برخی آدمها جایگاهی را میبخشیم

که هرگز لیاقت آنرا ندارن....!



تاريخ : 93/05/02 | 12:12 | نویسنده : خانم حیدری |
میلیون ها و میلیاردها آدم توی این جهان هستند و همه شان می توانند 
بی تو زندگی کنند، آخر من بدبخت چرا نمی توانم؟



تاريخ : 93/05/01 | 12:32 | نویسنده : ღnajmehღ |
فرق بزرگيست... ميان كسى كه تنها مانده ... و كسى كه تنهايى را انتخاب كرده است ...

تاريخ : 93/05/01 | 12:31 | نویسنده : ღnajmehღ |
تو ﻏﻠﻂ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﺍﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺩﻝ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺑﺒﺮﯼ
ﺳﺮ ﺧﻮﺩ ﺁﯾﻨﻪ ﺭﺍ ﻏﺮﻕ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﺑﺒﺮﯼ
ﻣﺮﺩﻩ ﺷﻮﺭ ﻣﻦ ِ ﻋﺎﺷﻖ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ میخواهم
ﮔﻮﺭ ﺑﺎﺑﺎﯼ ﺩﻟﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﻏﻮﺍ ﺑﺒﺮﯼ
ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺩﺍﺩ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﮐﻪ ﮐﻨﯽ ﻣﺠﻨﻮﻧﻢ؟
ﺑﻪ ﭼﻪ ﺣﻘﯽ ﻣﺜﻠﻦ ﺷﻬﺮﺕ ﻟﯿﻼ ﺑﺒﺮﯼ؟
ﺑﻪ ﻣﻦ ﺍﺻﻠﻦ ﭼﻪ ﮐﻪ ﻣﻬﺘﺎﺑﯽ ﻭ ﻣﻮﯼ ﺗﻮ ﺑﻠﻨﺪ
ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﺮﺍ ﺗﺎ ﺷﺐ ﯾﻠﺪﺍ ﺑﺒﺮﯼ؟
ﺑﺨﻮﺭﺩ ﺗﻮﯼ ﺳﺮﻡ ﭘﯿﮏ ﺳﻼﻣﺖ ﺑﺎﺩﺕ
ﺁﻩ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺷﺮﺍﺑﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺑﺎﻻ ﺑﺒﺮﯼ
ﺯﻫﺮ ﻣﺎﺭ ﻭ ﻋﺴﻞ، ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﻟﺒﻢ ﻟﺐ ﺑﺮﺩﺍﺭ
ﺑﯿﺨﻮﺩﯼ ﺑﻮﺳﻪ ﺑﻪ ﮐﻨﺪﻭﯼ ﻋﺴﻠﻬﺎ ﺑﺒﺮﯼ
ﮐﺒﮏ ﮐﻮﻫﯽ ﺧﺮﺍﻣﺎﻥ ! ﺳﺮ ﺟﺎﯾﺖ ﺑﺘﻤﺮﮒ
ﻫﯽ نخواه ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﺻﯿﺎﺩ ﺑﻪ ﺻﺤﺮﺍ ﺑﺒﺮﯼ
ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺑﺎﺭ ِ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﯿﺎﯾﯽ ﺩﺭ خواب
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﭘﻠﮏ ﻧﺒﻨﺪﻡ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺭﻭﯾﺎ ﺑﺒﺮﯼ
ﻟﻌﻨﺘﯽ ! ﻋﻤﺮ ﻣﮕﺮ ﺍﺯ ﺳﺮ ﺭﺍﻩ ﺁﻭﺭﺩﻡ
ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﻭﻋﺪﻩ ﯼ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﻪ ﻓﺮﺩﺍ ﺑﺒﺮﯼ
ﺍﯾﻦ ﻏﺰﻝ ﻣﺎﻝ ﺗﻮ، ﻭﺭﺩﺍﺭ ﻭ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﮔﻢ ﺷﻮ
ﺑﻪ ﺩﺭﮎ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻧﺒﺮﯼ ﯾﺎ ﺑﺒﺮﯼ...
"شهراد میدری"



تاريخ : 93/05/01 | 12:29 | نویسنده : ღnajmehღ |
سخنى خيلى دوستانه؛ به امید یه زندگی پر از عشق. . . هر از گــــــــــــــاهی، با خواهرت ، شوخی کن، دستش بنداز، بغلش کن، برو پشت در قایم شو و بترسونش. داداشتو ، محکم بزن به سَر شونش، هواشو داشته باش. مامانتو ، قلقلک بده تا از خنده نتونه حرف بزنه، کاری کن پیش دوستاش پُزتو بده، کیف کنه از داشتنت. باباتو ، بغل کن، چاییشو تو بده دستش، بگو برات از تجربه هاش بگه، بشین پای حرفش، درد دلش !!! دوستت، اگه تنهاست، اگه غم داره تو دلش، اگه میبینی زل زده به مانیتورش و هر از گاهی میخنده، از اون تلخاش، تو هواشو داشته باش، تو تنهاش نذار... باور کن، روزی هــــــــــــــزار بار میمیره، کسی که فکر میکنه برای کسی مهم نیست... هوایِ همو داشته باشیم، شاید بهـــــــــــتر بشه شاید یه روز دیگه وقت نباشه 'اون شخص نباشه ' دیدنش آرزوت بشه! وقت کمه! زندگی کوتاست.....

تاريخ : 93/05/01 | 12:15 | نویسنده : ღnajmehღ |
شنیدم گوسپندی را بزرگی 
رهانید از دهان و دست گرگی

شبانگه کارد در حلقش بمالید 
روان گوسپند از وی بنالید

که از چنگال گرگم در ربودی 
چو دیدم عاقبت خود گرگ بودی



تاريخ : 93/05/01 | 12:2 | نویسنده : ღnajmehღ |

آدم به جرم خوردن گندم
با حوا
شد رانده از بهشت
اما چه غم
حوا خودش بهشت است
عمران صلاحی



تاريخ : 93/04/31 | 23:38 | نویسنده : اسکندر خان |
به شکوه گفتم برم ز دل یاد روی تو آرزوی تو

به خنده گفتا نرنجم از خلق و خوی تو یاد روی تو

ولی ز من دل چو برکنی حدیث خود بر که افکنی

هرکجا روی وصله ی منی ، ساغر وفا از چه بشکنی؟

گذشتم از او به خیره سری ، گرفته رهه مه دگری

گذشتم از او به خیره سری ، گرفته رهه مه دگری

کنون چه کنم با خطای دلم؟ گرم برود آشنای دلم

کنون چه کنم با خطای دلم؟ گرم برود آشنای دلم

به جز رهه او نه راهه دگر ، دگر نکنم ، خطای دگر

به جز رهه او نه راهه دگر ، دگر نکنم ، خطای دگر

به شکوه گفتم برم ز دل یاد روی تو آرزوی تو

به خنده گفتا نرنجم از خلق و خوی تو یاد روی تو

ولی ز من دل چو برکنی حدیث خود بر که افکنی

هرکجا روی وصله ی منی ، ساغر وفا از چه بشکنی؟

هرکجا روی وصله ی منی ، ساغر وفا زا چه بشکنی؟

هرکجا روی وصله ی منی ، ساغر وفا از چه بشکنی؟

 

نخفته ام به خیالی ، نخفته ام به خیالی که می پزد دل من

خمار صد شبه دارم ، خمار صد شبه دارم ، شراب خانه کجاست؟!!!



تاريخ : 93/04/31 | 17:52 | نویسنده : ღnajmehღ |

*از زبان عاشق

تو به من خندیدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز،
سالهاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت*

حمید مصدق



ادامه مطلب
تاريخ : 93/04/27 | 17:38 | نویسنده : ღraoofღ |

دقت کردین آدمهایی که تو اینترنت و فیسبوک هستند خیلی مهربون و خوش زبونند!

جالب تر اینکه همشون از دروغ و خیانت و نامردی و....بدشون میاد..!

موندم این آدما کجای این شهرن که ما نمیبینیمشون...



تاريخ : 93/04/27 | 12:59 | نویسنده : اسکندر خان |
همه چیز ..

در زندگی تکراری می شود !

به جز ،

مهربـانے ... !

 


موضوعات مرتبط: ღmojtabaღ

تاريخ : 93/04/27 | 10:17 | نویسنده : الابراهیمی |


موضوعات مرتبط: ღmojtabaღ

تاريخ : 93/04/27 | 10:16 | نویسنده : الابراهیمی |
خیلی به خدا خدا گفتنت نناز و از کافر شدنت هم نا امید مباش

با یه نقطه پایین اومدن از خدا جدا میشی با یه نقطه بالا رفتن وصل میشی

به همین سادگی با یک نقطه کوچیک می تونی بزرگ بشی می تونی کوچیک بشوی.

این دیگه به خودت مربوط میشه که این نقطه را کجای زندگیت قرار بدی انتخاب با توست با

"تو"



تاريخ : 93/04/26 | 23:31 | نویسنده : خانم زارع |
چگونه استـــ حال من

 

با غمـــ ها می سازمــــ…

 

با کنایه ها می سوزمــــــــــ…

 

به آدم هایی که مرا شکستند لبخند می زنمـــــــــ…

 

لبخندی تـــلخـــــــ….

 

خــــــــــداونــــــــــــــــــــدا…

 

می شود بگویی کجای این دنیـــــــــــــا جای من استــــــــ…

 

از تــــــــــــــو و دنـــیایی که آفـــــــــــریدی


کجای این دنیا....



تاريخ : 93/04/26 | 19:58 | نویسنده : خانم زارع |

معرفت جاه و مقام نیست به هر کس ندهند
معرفت راه و مرامیست که به هرکس ندهند
معرفت عشق خدائیست به هر نفس ندهند
معرفت بذر نشکفته عشقیست به نا رس ندهند . . .

خدایا به همه ما معرفت نسبت به خودت رو عطا کن



تاريخ : 93/04/26 | 19:47 | نویسنده : خانم زارع |

هیچ کس متوجه نمی شود

که برخی از افراد چه عذابی را تحمل می کنند

تا آرام و خونسرد به نظر بیایند . . . 



تاريخ : 93/04/26 | 19:2 | نویسنده : خانم زارع |
سلام

دوستان این چه وضعش هست گروه چرا اینقدر خلوته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



تاريخ : 93/04/26 | 11:9 | نویسنده : خانم حیدری |

کارت پستال درخواستی طراحان

خدایا در این شب های قدر قدم هایی را که برایم برمی داری بر من اشکار کن

تا درهایی را که به سویم میگشایی ندانسته نبندم و درهایی را که به رویم می بندی به اصرار نگشایم....

سلام

دوستای عزیز و خوبم تو این شبای عزیز خ خ التماس دعا

منم واستون دعا میکنم شما هم ما رو فراموش نکنید تو دعاهاتون



تاريخ : 93/04/26 | 1:2 | نویسنده : خانم زارع |
دوستان نمیدونم چرا نشد که تو ادامه مطلب یا نظرات جواب نجمه رو بدم.پس اینجا جوابشو میدم

سلام نرگسی خوبی؟
حیف بود که من روی این صندلی ازت سوالی نپرسم.
چه خبر؟
صندلی چطور بود؟خوب بود
داغم شد؟اره حسابی
بچه ها چه جورند؟عالی
تونستی باهاشون صمیمی بشی؟یکم
فیس بوک رو بیشتر ترجیح میدی یا وبلاگ رو؟فیس بوک
چرا؟همه رو میشناسم
اونجا بچه ها آشنا ترند نه؟اره
دوست داشتی زودتر از این میومدی وب؟بهش فکر نکردم
چرا گیسو خانم اولش منو سرکار گذاشتی؟دوست دارم دیگه
خب بگذریم
بریم سراغ دانشگاه
دلت براش تنگم شده؟نه
برا خونمون چی؟خیلی
یادته چه روزای داشتیم ؟یادش بخیر
راستی مریم کجاست؟ نمیتونی وسوسه اش کنی که یا بیاد وب یا فیس؟گفتم بهش
آخی یادش بخیر چه روزگاری داشتیم
نرگسی یادته با من چه جوری آشنا شدی؟تو نماز خونه دانشگاه میخاستی نماز بخونی
اولین بار که منو دیدی فکر کردی چه جور آدمیم ؟خیلی کم رو و خجالتی.البته بی شیله پیله
الانم همون فکر رو داری؟نه خیلی بهتر از اون چیزی هستی که من فکر میکردم
خب حالا یه خاطره از دانشگاه بگو؟یادته استاد سیف از گارگاه منو بیرون کرد چون شیطونی کردم
از سویتمون؟خیلی باحال بود
بهشت گمشده رو یادته؟اره
بنظرت آقای رنجبر و کریمی چرا تا یک ماه بعد اون تفریح ما رو که می دیدن میخندیدن؟چون سوار الاغ شدیم
یاد چیز خاصی می افتادن؟الاغه
یاد استاد محمودی بخیر
چه روزای داشتیم
خب یه خاطره از تفریحای که با استاد می رفتیم تعریف کن:تخته جمشید سالاد ابشناس و نظری
خب حالا از خودت بگو
بهترین اخلاقت :نمیدونم شما بگو.شاید خونگرم بودنمه
بدترین اخلاقت: کینه ای نیستم ولی خدا نکنه از کسی بدم بیاد
بهترین حسی که داشتی:رفتم مشهد
بدترین حسی که داشتی:مرگ خالم
از چه جور آدمی بدت میاد؟دو رو و مغرور و ناپاک
چی بیشتر از هر چیز اذیتت میکنه ؟بی عدالتی
دوست داری عشقت چه خصوصیاتی داشته باشه؟پاک باشه .خوش اخلاق باشه و درک بالا
و همسر آینده ات؟همونایی که واسه عشقم گفتم
چه گلی رو دوست داری؟رز
چه جای رو برای زندگی؟شیراز
هدفت برا آینده چیه؟شغل خوب
دوست داری چه جوری بمیری؟نمیدونم
زندگی تا حالا چقد روی سختشو بهت نشون داده؟20 درصد
خب فعلا همین عزیزم



تاريخ : 93/04/25 | 10:58 | نویسنده : خانم حیدری |
چیست؟

 

 

 

 

 

تصویری از نقاشی خداوند فقط مال بعضی ها رو داده داوینچی کشیده، مال ما رو هم خدیجه 6ساله از لرستان



تاريخ : 93/04/24 | 13:43 | نویسنده : اسکندر خان |

بیا تا لیلی و مجنون شویم افسانه اش با من

بیا با من به شهر عشق رو کن خانه اش با من

نگو دیوانه کو زنجیر گیسو را زهم وا کن

دل دیوانه ی دیوانه ی دیوانه اش با من

بیا تا سر به روی شانه ی هم راز دل گوییم

اگر مویت به رویت شد پریشان شانه اش با من

نگو دیگر به من اندر دل اتش نمیسوزد

تو گرمم کن به افسونت گرمی افسانه اش با من

چه بشکن بشکنی دارد فلک بر حال سرمستان

چو پیمان بشکنی بشکستن پیمانه اش با من

در این دنیای وا نفسای بی فردا

خدایا عاشقان را غم مده شکرانه اش با من



تاريخ : 93/04/23 | 22:26 | نویسنده : ღmohammadღ |
کاش میشد وقتی اتاقت و مرتب میکنی بهش تافت بزنی همونجوری بمونه ! بچه ها شما هم اگه از این آرزوها دارین بذارین ببینیم چی از آب در میاد

تاريخ : 93/04/23 | 17:55 | نویسنده : ღzahraღ |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.