X
تبلیغات
بچه های کامپیوتر




تاريخ : 93/01/27 | 19:29 | نویسنده : الابراهیمی |



تاريخ : 93/01/27 | 19:29 | نویسنده : الابراهیمی |




تاريخ : 93/01/27 | 19:28 | نویسنده : الابراهیمی |



تاريخ : 93/01/27 | 19:27 | نویسنده : الابراهیمی |



تاريخ : 93/01/27 | 19:27 | نویسنده : الابراهیمی |



تاريخ : 93/01/27 | 19:26 | نویسنده : الابراهیمی |




تاريخ : 93/01/27 | 19:25 | نویسنده : الابراهیمی |



تاريخ : 93/01/27 | 19:25 | نویسنده : الابراهیمی |



تاريخ : 93/01/27 | 19:24 | نویسنده : الابراهیمی |

موضوعات مرتبط: ...:::raoof:::...

تاريخ : 93/01/26 | 9:23 | نویسنده : ღraoofღ |

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت

آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت

تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت

جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت

سوز دل بین که ز بس آتش اشکم دل شمع

دوش بر من ز سر مهر چو پروانه بسوخت

آشنایی نه غریب است که دلسوز من است

چون من از خویش برفتم دل بیگانه بسوخت

خرقه زهد مرا آب خرابات ببرد

خانه عقل مرا آتش میخانه بسوخت

چون پیاله دلم از توبه که کردم بشکست

همچو لاله جگرم بی می و خمخانه بسوخت

ماجرا کم کن و بازآ که مرا مردم چشم

خرقه از سر به درآورد و به شکرانه بسوخت

ترک افسانه بگو حافظ و می نوش دمی

که نخفتیم شب و شمع به افسانه بسوخت



تاريخ : 93/01/25 | 12:41 | نویسنده : اسکندر خان |

از این زنــدگی ِ خالی

منو ببــر به اون سالی…

که تــو اسممو پرسیدی …

به روزی که منـــو دیدی !!

_

به پله های خاموشی

که با مــن رو به رو میشی

یه جور زل بزن انگاری

نمیشه چشم برداری !!!

_

منـو بـبر به دنیامو !

به اون دستا که میخـوام و…

به اون شبا که خندونم ..

که تقدیرو نمیــدونـم…

_

از این اشکی که می لرزه

منو ببر به اون لحظه…..

به اون ترانه ی شــادی !

که تو یاد ِ من افتادی !

_

به احساسی که درگیره

به حرفی که نفســگـیـره !!!!

از این دنیا که بی ذوقه

منو ببر به اون موقع !

به اون موقع….

_

منو ببر به دنیامو !

به اون دستا که میخوام و…

به اون شبا که خندونم ..

که تقدیرو نمیدونــــم…

_

از این دوری ِ طولانی

منو ببر به دورانی

که هر لحظه تــو اونجایی

زیر ِ بارون ِ تنهایی !


سلام خانم ناشناس

نکنه اون پسر من بودم؟

اگر بودم واقعا ازتون معذرت میخوام

بی توجهی کردم




تاريخ : 93/01/25 | 12:23 | نویسنده : اسکندر خان |

دلا ياران سه قسم اند گر بدانی 

          زبانی اند و نانی اند و جانی

                    به نانی نان بده از در برانش

                                حذر کن ای دل از یار زبانی

                                            وليکن يار جانی را نگهدار

                                                    به پايش جان بده تا می توانی



تاريخ : 93/01/24 | 21:13 | نویسنده : ღmohammadღ |

قلب93


همیشه بیش از آنچه که لازم است مهربانی کنید
 

 

چون دریافت کننده اش بیش از آنچه که تصورش را کنید به آن محتاج است…..


(ولی یادتون باشه به بعضی ها هم ک محبت میکنی دیگه تو رو نمی شناسن فک میکنن از خوبی خودشونه یادتون باشه به کی محبت و مهربونی میکنید)

 

 



تاريخ : 93/01/24 | 14:16 | نویسنده : et |

سلام دوستان عزیز ازدانشجویان مهندسی کامپیوتر و فناوری اطلاعات دعوت میشود که

سه شنبه 26 فرودين ماه امسال اولين همايش

"تفاوت ميان دانش مورد نياز بازار كار و آموزشهاى آكادميك و بررسى و ارائه راه حل"

ساعت 9 تا 11صبح درسالن آمفى تئاترسعادت شهرحضور یابند

(جزئیات بیشترملزم به حضور شما عزیزان در همایش هست وتوضیحات بیشتر در مورد برگزاری یک سری کلاس های کامپیوتر در همون همایش اعلام میشود ، و این کلاس ها احتمال زیاد در دانشگاه علمی کاربردی برگزار می شود)

 



تاريخ : 93/01/23 | 22:4 | نویسنده : et |

ﻣﺎ ﻫﻤﮕﻲ ﻧﺎﺩاﻥ ﺑﺪﻧﻴﺎ ﻣﻴﺎﻳﻴﻢ, ﻭﻟﻲ ﻳﻚ ﺷﺨﺺ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺳﺨﺖ ﺑﻜﻮﺷﺪ ﻛﻪ اﺣﻤﻖ ﺑﺎﻗﻲ ﺑﻤﺎﻧﺪ!

" ﺑﻨﺠﺎﻣﻴﻦ ﻓﺮاﻧﻜﻠﻴﻦ "



تاريخ : 93/01/22 | 11:2 | نویسنده : امین برزگر |
سلام

طبق نظر دوستان جهت گذاشتن مجمع و دور هم جمع شدن در فضای مجازی اولین جلسه فردا شب(جمعه 22 فرودین) راس ساعت 22 در مکان یاهو مسنجر

دوستان لطف کنند یه pm همین الان به من بدهند تا فردا توی کنفرانس اضافشون کنم به همه دوستان هم بگین.

ایمیل من mojtaba.ebrahimipour@yahoo.com

البته این اولین مجمع هست و مجمع های دیگر هم در اینده برگزار می شود.



پنج شنبه 21 فروردین ساعت 9:26 شب

ابراهیمی پور


موضوعات مرتبط: ღmojtabaღ

تاريخ : 93/01/21 | 21:26 | نویسنده : الابراهیمی |

 چه کسی می گوید:

که گرانی شده است ؟

دوره ی ارزانیست !

دل ربودن ارزان !

دل شکستن ارزان !

دوستی ارزان است !

دشمنی ها ارزان !

چه شرافت ارزان !

تن عریان ارزان !

آبرو قیمت یک تکه ی نان...

و دروغ از همه چیز ارزان تر..



تاريخ : 93/01/20 | 21:9 | نویسنده : et |
مــرا بــــرای دزدیــدن تـکـه نـانـی بـه زنـدان بـردنـد

و پـانـزده سـال در آنـجـا هـر روز یـک قـرص نـان کـامـل مـجـانـی خـوردم .


                                                                     (ژان وال ژان – بینوایان)



تاريخ : 93/01/20 | 0:12 | نویسنده : et |
همه چیز خیلی پیچیده اس.

نمیدونم تاحالا اعتیاد رو تجربه کردین یانه.وقتی شروع میکنی و اولین دفه اولین پک رو به سیگار میزنی دیگه کم کم راهت بازمیشه.

شایدم خیلی یه دنده باشی و ازهمون اول از چیزای بزرگتری شروع کنی.اما وقتی بهش وابسته شدی معتادش میشی.کم کم این وابستگی همه وجودت رو فرا میگیره و ذره ذره به وجودت آسیب میزنه.


این اعتیاد لعنتی بد دردیه.

از قلب یا همون بخش احساسی مغزت شروع میکنه.اسیر که شدی و نتونستی ازش دل بکنی میره سراغ جسمت.تماما تو رو میخوره و تجزیه میکنه اگر زود به خودت نجنبی باید بیقتی گوشه خیابون

اما یه چیزی که توی این مورد مهمه وابستگیه.حالا هم برای ترک باید جای اونو بدی به یه چیز دیگه.یه ماده دیگه توی این جهان!!

چه کلمات زشت و خجالت اوری هست وابستگی اما هست و وجود داره.نهایته!!نهایت

تلخه تلخه.اما خوردنش خیلی میچسبه.مثل قهوه یا شکلات تلخ

چه کلمه زشت تری هست این تعهد.

تعهد یعنی مرز ساختن . یعنی نابود شدن .نابود کردن .

اونقدر چیزا برای گفتن دارم و تو باید بشنوی



تاريخ : 93/01/19 | 14:48 | نویسنده : اسکندر خان |
از آسمانم ماتم ببارد
هراس بی تو ماندنم ادامه دارد
نمی نویسم ترانه بی تو
چگونه پر کشد خیال واژه بی تو
به لب رسیده جان کجایی کجایی
که برده طاقتم جدایی
باران تویی به خاک من بزن
باز آ ببین که بی مه تو من
هوای پر زدن ندارم
باران تویی به خاک من بزن
باز آ ببین که در ره تو من
نفس بریده در گزارم
مگر ندانی چو از تو دورم
بی راهه ای خموش و تار
بی عبورم
نمی توانم دگر بگویم
که من اسیر این خزان تو به تویم
به لب رسیده جان کجایی کجایی
رهی نمانده تا رهایی
باران تویی به خاک من بزن
باز آ ببین که بی مه تو من
هوای پر زدن ندارم
باران تویی به خاک من بزن
باز آ ببین که در ره تو من
نفس بریده در گزارم
باران تویی به خاک من بزن
بازآ ببین که بی مه تو من
هوای پر زدن ندارم



تاريخ : 93/01/19 | 12:59 | نویسنده : اسکندر خان |

بدون مرز با من باش

اگرچه دیگه وقتی نیست

نبینم این دم ِ آخر تو چشمات غصه میشینه

همه اشکاتو میبوسم میدونم قسمتم اینه

تو از چشمای من خوندی

که از این زندگی خستم

کنارت، اونقدر آرومم،که از مرگ هم نمیترسم

....!!!!!!!!



تاريخ : 93/01/19 | 12:52 | نویسنده : اسکندر خان |
من فقط برای خودم هستم...!!

من...؟!

چه دو حرفیه وسوسه انگیزیست...

این من! نه زیبایم ،نه مهربانم...

...نه عاشق و نه محتاج نگاهی...!!

سنگین... مغرور... قانع،

با یک پیچیدگی ساده و مقداری بی حوصلگیه زیاد!!!

و برای تویی که چهره رنگ شده را می پرستی

نه سیرت آدمی;

هیچ ندارم راهت را بگیر

و برو حوالی ما توقف ممنوع است.




تاريخ : 93/01/19 | 0:3 | نویسنده : et |
دلم میخواد بنویسم.

اما چی؟؟از دلتنگی هایی که بیدادمیکنه

از این جهان و از خودم و شما

توی این دنیا هرچیزی داشتن و نداشتنش یه جور دردسره

کار داشته باشی بیچاره ای نداشته باشی درمانده ای.البته انصافا داشتن و تحمل رنج بهتره تا نداشتن و عاجز بودن

یه چیز دیگه که خیلی مهمه اینه که هیچوقت.به معنای واقعی کلمه هیچوقت اونی که میشنوی و میبینی حقیقت  ماجرا نیست

نمیدونم متوجه شدید یا نه اما همیشه اون چیزی که با چشمت میبینی کافی نیست و همچنین اونی که میشنوی.

خیلی چیزا هست که مبهم و نامفهومه و تو نباید درموردش به دیده و شنیده هات اکتفا کنی.

پس بهتره خیلی کاربه دنیا و ادما نداشته باشیم و سربه سر روزگار نگذاریم


موضوعات مرتبط: پیام

تاريخ : 93/01/16 | 11:54 | نویسنده : اسکندر خان |
سلام

امیدوارم بتونم اونطوری که دلم میخواد اینجا بنویسم و خوب راه بیوفتم

حاجی ارادتمند.

آقامحمد چاکریم هرچی دوس داری بپرس تابتونم جواب میدم



تاريخ : 93/01/14 | 18:27 | نویسنده : اسکندر خان |
سلام

ورود اسکندر خان به جمع بچه های باصفای کامپیوتر را تبریک عرض میکنم.



تاريخ : 93/01/13 | 23:39 | نویسنده : الابراهیمی |

این روزهــــایم به تظاهر می گذرد …


تظاهر به بی تفاوتی


تظاهر به بی خیـــــالی


به اینکه دیگــــر هیچ چیز مهم نیست …



سال نو تون مبارک


برچسب‌ها: سارا

تاريخ : 93/01/10 | 18:41 | نویسنده : سارا |
لبخند مي زنم
بي دليل!

عشق مي ورزم
بي تناسب!

زندگي مي كنم
بي خيال
مدتي است ...

عباس كيارستمي


موضوعات مرتبط: حرف دل خانم اسدی

تاريخ : 93/01/09 | 18:59 | نویسنده : ღroghayeh asadiღ |

آیا تا کنون برای گرفتن تصمیمی ساده مثلاٌ شروع به ورزش، دچار مشکل شده اید؟ به احتمال زیاد علتش این بوده

که موضوع رابیش ازحد پیچیده کرده، توجه خود را به دهها کار مقدماتی کوچک معطوف ساخته اید

تفاوت در اعمالی که باید انجام شود نیست ...

بلکه در نحوه ارزیابی آنهاست.

برای تغییر در نحوه زندگی،

نحوه ارزیابی را عوض کنید

آنتونی رابینز



تاريخ : 93/01/08 | 12:47 | نویسنده : امین برزگر |

در بيشتر كتاب هاى آشپزى، خرچنگ را در رديف ماهى ها مى آورند. جانورشناسان ممكن است اين تقسيم بندى را قبول نداشته باشند و بگويند عادلانه تر اين است كه خرچنگ ها، آدم ها را در رديف ماهى ها قرار بدهند چون " شباهت ماهى با آدم خيلى بيشتر از شباهت ماهى با خرچنگ است ".

" ريچارد داوكينز - كتابِ ساعت ساز نابينا - ص ٤٣ "



تاريخ : 93/01/06 | 20:15 | نویسنده : امین برزگر |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.